۱۳۸۷ مرداد ۲۷, یکشنبه

براندازى (فصل نهم)

براندازى OVERTHROW قرن آمريكائى تغيير رژيم ها از هاوائى تا عراق

استيفن كينزر STEPHEN KINZER

مترجم فريدون گيلانى FREIDOUN GILANI

gilani@f-gilani.com www.f-gilani.com

فصل نهم بوی گورستان يكی از افسران سی آی ا به نام , ايب , ، از نخستين كسانی بود كه پس از وارد شدن نام , آتلی فيليپس , در فهرست ستاد , لانگلی , ی ويرجينيا، در پائيز سال ۱۹۷٠ با او ملاقات كرد. فيليپس كه از ماموران كاركشته ی عمليات پنهانی بود، در ستاد لانگلی انتخاب شده بود تا در كارزار عليه سالوادورآلنده رئيس جمهوری منتخب شيلي، موتور سی آی ا را به حركت در آورد. برای پاشيدن تخم نفاق و ايجاد بحران ظرف چند هفته، و به اين اميد كه انقلاب يا كودتای نظامی واقع شود، خود ايب نام او را در نقشه منظور كرده بود. فيليپس كه در شيلی سردبير يكی از روزنامه ها بود و كشور را خوب می شناخت، گفت نسبت به عاقلانه بودن كوشش برای جلوگيری از به قدرت رسيدن آلنده، ترديد دارد. ضمنا، فكر نمی كند كه انجام چنين طرحی عملی باشد. و با كمال تعجب ديد كه ايب با نظر او موافق است. فيليپس گفت "من نمی فهمم چرا بايد دست به چنين كاری بزنيم ، تازه در حالی كه خودمان هم می دانيم كارساز نخواهد بود؟" ايب در پاسخ دادن تعلل كرد، و فقط گفت "فهم ؟ " بعد عينك دو ديدش را از چشم برداشت، با دستمال تميزش كرد، كمی به فكر فرو رفت و گفت : "چندی پيش، با "ديك هلمز" از ملاقاتی در شهر برمی گشتيم. در بازگشت، تقريبا نيم ساعت پشت راه بندان مانديم. فرصتی بود تا در باره ماموريت تازه ای كه به من داده بود حرف بزنيم. در پايان گفت و گو، به هلمز گفتم من نمی فهمم. می دانی هلمز چه جوابی به من داد؟ نگاهی به من كرد و گفت: ايب ، من آموخته ام كه فقط يك چيز را بفهمم. من بايد ياد می گرفتم كه رئيس جمهوری را بفهمم. بنابراين، تا زمانی كه بفهمی رئيس جمهوری چه دستوری داده است، فكر می كنم ضرورتی نداشته باشد چيز ديگری را بفهمی., كودتا در ايران، گواتمالا، ويتنام جنوبی و شيلي، جملگی , اقدامی بودند كه دستورشان را رئيس جمهوری صادر كرده بود. , هيچ يك از اين عمليات پنهاني، مبتنی بر مشورت و تصميم جمعی صورت نپذيرفتند. رئيس جمهوري، وزرای كابينه، مشاوران شورای امنيت ملي، و مديران سی آی ا ، اين عمليات را تصويب كرده بودند. مجوز موافقت آن ها را هم قانون ۱۹٤۷ كه بر اساس آن سازمان اطلاعات مركزی ايالات متحده ( CIA ) تشكيل شده بود ، به آنان می داد . بنا به اين قانون، چنين اقداماتی , وظايف مرتبط با اطلاعاتی كه شورای امنيت ملی را تحت تاثير قرار می داد. , تلقی می شدند. بنابراين، نه قاچاقی بود ، نه نيازی به مشورت عمومي، اطلاع ملی و تصميم جمعی داشت. اولين چيزی كه وجه مشترك اين كودتا ها بود، آن بود كه رهبران آمريكائي، عمليات را آگاهانه، با كمال ميل، به صورت عمدي، و مطابق با قوانين ايالات متحده به پيش بردند. سناتور , بری گولد واتر , نماينده آريزونا، پس از آن كه كوس رسوائی سی آی ا را به خاطر انجام اين كودتاها در كوی و برزن زدند، گفت , انگشت اشاره را بايد به سمت رئيس جمهوری دراز كرد، نه گروه های اطلاعاتی . ,

دنباله۰۰۰

از تجربه خونين کودتای 28 مرداد بياموزيم - توفان


به مناسبت پنجاه و پنجمين سالگرد کودتای ننگين 1332 از تجربه خونين کودتای 28 مرداد بياموزيم بمناسبت پنجاه و پنجمين سالگرد کودتای ننگين 1332 بزودی پنجاه و پنجمين سالگرد کودتای سياه ايران فرا ميرسد. نخستين کودتای تاريخ پس از جنگ سرد توسط امپرياليستها درايران انجام گرفت. نمونه تجربه شده ايران را امپرياليسم آمريکا در ساير ممالک ازجمله اندونزی و شيلی نيز بکاربرد و عليرغم وجود تجربه تلخ درآن توطئه ها نيز موفق از کاردر آمد. ايران، کشورما خرگوش آزمايشگاهی يک دسيسه آموزی بزرگ برای سلطه امپرياليسم بعد از جنگ بود. هوادران سلطنت ننگين پهلوي، دوستداران امپرياليسم آمريکا، پاره ای آشفته فکران که به مراحم امپرياليستها دل بسته اند و بزعم خودشان برای رفع بيکاری و دلمشغولی برای جامعه لائيک و مدرن سينه می زنند و آنرا برای فريب مردم از خصلت طبقاتيش تهی ميکنند. آنها در مورد فاجعه 28 مرداد سکوت می کنند و آنرا زير سبيلی رد ميکنند و يا دکتر مصدق رهبر برجسته مبارزه برای ملی شدن صنعت نفت را به باد انتقاد ناجوانمردانه و خائنانه می گيرند که گويا وی بعلت اشتباهتش دربرخورد با شاه و روحانيت و مکی و بقائی و نظاير آنها کنار نيامدنش با آنها و در اثر لجبازی و کله شقي، بختها و فرصتهای فراوانی را که می توانست دست دردست شان جوانبخت به ثمر رساند، برباد داد. برخی از اين انتقادات بقدری مسخره است که تکرار آنها برای دانستن خوانندگان خالی از لطف نخواهد بود. يکی ازمدعيان تاريخنگاری " بيطرفانه" مدعی است که مصدق با برکنار کردن پاره ای از قضات بد نام و فاسد دادگستري، با درگيری با روحانيت و سلطنت، جبهه داخلی مبارزه برای ملی کردن صنعت نفت را تضعيف کرد. توگوئی اخراج قضات بدنام و مرتجع، ارتشيان رشوه خوار و بی فرهنگ و قلدر و نوکرصفت و خاطی و روحانيتی که ماهيتش امروز برهمه کس و حتی بر همه ناکسان روشن است به تضعيف نيروی ملی منجر می شود. اين ازهمان نوع تئوريهای من در آوردی خمينی است. يعنی همان تئوری معروف " همه با هم" که مرزميان دوست و دشمن رامخدوش می کرد و درسايه ديوار لالائی اين تئوری خوفناک دشنه های اسلام ناب محمدی را برای بريدن گردن آن خوشخيالانی که به مکر خمينی تسليم شده بودند صيقل می داد. اين تکرار تاريخی است که ديد ضد کمونيستی و بورژوائی اجازه نمی دهد چيزی از آن برای راه آينده آموخت. حزب ما بمناسبت پنجاهمين سالگرد کودتای خونين 28 مرداد جمعبندی ارزنده و آموزنده ای از تجربه اين کودتا در توفان شماره 43 مهر ماه 1382 انتشار داده که مورد استقبال بسياری از خوانندگان و مبارزين قرارگرفت و اکنون به مناسبت پنجاه و پنجمين سالگر اين کودتا به انتشار مجدد آن مواضع مبادرت می ورزد: "از تجربه خونين 28 مرداد بياموزيم" تجربه 28 مرداد نشان ميدهد که نبايد به خاندان ننگين سلطنت پهلوی اعتماد کرد. تجربه 28 مرداد نشان ميدهد که آمريکا و انگليس ماهيتا سرمايه داری امپرياليستی بوده و اختلافاتشان بر سر غارت غنايم نبايد منجر به خطا درتحليل از ماهيت امپرياليستی آنها گردد. تجربه 28 مرداد می آموزد که امپرياليستها از هرقماشی دشمنان مردم ايران و جهان هستند. امپرياليسم خوب و بد ندارد. تجربه 28 مرداد می آموزد که روحانيت که مهيتا ارتجاعيست همواره درروند مبارزه درکنار امپرياليسم و ارتجاع داخلی قرار ميگيرد. تجربه 28 مرداد می آموزد که بورژوازی ملی دريک کشور نيمه مستعمره نيمه فئودال خصلت دوگانه دارد و دلبستن به معجزات بورژوازی ملی برای قطع کامل دست امپرياليسم و سپردن رهبری بدست وی نادرست می باشد. تجربه 28 مرداد به ما می آموزد که دريک کشور نيمه فئودال و نيمه مستعمره فقط با تکيه بر تقسيم انقلابی ارضی و بسيج دهقانان برهبری طبقه کارگر که درحزب کمونيستی متشکل است امکان پيروزی انقلاب دمکراتيک نوين ميسر است. تجربه 28 مرداد به ما می آموزد که برای مقابله با امپرياليسم بايد به تصفيه جبهه داخلی توسل جست و درون را ازدشمنان و متحدين بالقوه امپرياليسم پاک کرد. با تکيه به ارتجاع داخلی هرگز نمی توان يک مبارزه موفق ضد امپرياليستی را به پيش برد.تجربه 28 مرداد به ما می آموزد که بايد برای پيگيری و قاطعيت در امر مبارزه ضد امپرياليستی به طبقه کارگر تکيه کرد، دهقانان را بسيج نمود و برای بهبود شرايط زندگی آنها اقدام کرد. تجربه 28 مرداد می آموزد که مبارزه ضد امپرياليستی بدون مبارزه برای دموکراسي، بدون برسميت شناختن حقوق مساوی خلقهای ايران ميسر نيست. تجربه 28 مرداد می آموزد که با آزادی حزب طبقه کارگر، اتحاديه های کارگري، سازمانهای دموکراتيک زنان، دانش آموزان، جوانان جمعيتهای ضد استعمار و صلح نبايد به مخالفت برخاست و مرزهای فعاليت توده های مردم را محدود کرد. اين امر فقط به نفع امپرياليسم و ارتجاع تمام می شود که از آمدن توده مردم به خيابانها هراس دارد. تجربه 28 مرداد نشان داد که با قيام مردم بازی شدو بی برنامگی و سردرگمی رهبران حزب توده مانع از آن شد که تحولات 25 مرداد به يک جمهوری دموکراتيک بدل گردد. تجربه 28 مرداد نشان داد که نبايد فريب ماموران رنگارنگ و مارصفت امپرياليستها راخورد. ماموران استعمار و امپرياليسم به هر نام و نشانی که باشند مامور استعماريند و برای منافع امپرياليسم کار می کنند.. هندرسن با شوارتسکف، با مک گی و سرپرسی ساکس فرقی ندارند. ماموران امپرياليسم و استعمار را نمی توان به خوب و بد تقسيم کرد. تجربه 28 مرداد نشان داد مه طبقه بورژوازی ملی ايران ازقدرت گرفتن کمونيستها و حضور طبقه کارگر درصحنه و هراس از اينکه رهبری مبارزه را ازدست بدهد به عقب نشينی مبادرت کرد و صحنه مبارزه را خالی نمود. تجربه 28 مرداد نشان داد که حتی دردوران دولت دکتر مصدق عليرغم آزاديهای نسبی به کف آمده نمی توانست بعلت قدرت ارتجاع داخلي، دربار، روحانيت، فئودالها، قدرت و نفوذ سران قوای سرکوب نظير ارتش1 و قوای انتظامی هرگز انتخابات آزادی صورت بگيرد. حزب توده ايران کماکان غيرقانونی و تحت تعقيب بود، قانون سياه 1310 که مبارزه برضد کمونيسم و انقلاب را بر پيشانی خود نوشته بود برعليه کمونيستها بکار می رفت، چماقداران پا ايرانيست و سومکا و آريا و زحمتکشان دکتر بقائی و خليل ملکی هر روز و هفته کمونيستهای " پيراهن سفيد" را به قتل می رساندند و مانند همين لباس شخصيها و چماقداران حزب الهی به نمايشات عظيم کارگری حمله می کردند و هرگز تحت تعقيب نيز قرار نمی گرفتند. اين تجربه آموخت که آزادی و دموکراسی ماهيتا طبقاتی است و برای حمايت از اين دستآورد ها بايد برای کسب و تعميق آن پيکارکرد. تجربه 28 مرداد نشان داد که رهبری حزب توده ايران يک رهبری کار آزموده نبود، به بورژوازی ملی دلبسته بود، نقش مستقل خودرا دررهبری انقلابی به فراموشی سپرده بود و در لحظات حساس تاريخ ايران به دنباله روی از بورژوازی ملی پرداخته بود و سياست مستقل خويش را فراموش کرده بود. راست روی اين رهبری در آنجا بروز کرد که پس از شکست 28 مرداد درطی انتشار کتابی اعلام داشتند که شکست نهضت ملی ايران محتوم بود زيرا اين حق بورژوازی ملی است که درمرحله انقلاب دموکراتيک رهبری را بدست بگيرد و با اين کار خودرا از نظر روحی خلع سلاح کرد. تجربه 28 مرداد نشان داد که ما برای پيروزی به يک حزب يکپارچه مارکسيستی لنينيستی نياز داريم، پس بکوشيم تا دير نشده همه نيروی خويش را دراين راه متحد کنيم. تجربه 28 مرداد نشان داد که دربار کانون فساد و توطئه باقی می ماند که ادعای " مظهر هويت ملی" آن وسيله تحميق عمومی است. بايد اين بت سنگی را درهم شکست و از ريشه مانند خاندان تزار ها کند و به خاکروبه تاريخ افکند. نقل از توفان الکترونيکی شماره 24 مرداد 1387

toufan@toufan.org www.toufan.org

۱۳۸۷ مرداد ۲۳, چهارشنبه

اطلاعات مختصری در باره فرهنگستان های زبان فارسی


















زمانى كه نمايندگان وزارتخانه هاى جنگ، معارف و
اوقاف و صنايع مستظرفه در سال ۱۳۰۳ انجمنى را براى رسيدگى به وضعيت واژگان نوظهور در رسته ها و امور نظامى تأسيس كردند، خود به روشنى نمى دانستند كه عالى ترين مرجع تصميم گيرى در حوزه زبان و ادبيات فارسى را پايه ريزى مى كنند.ثمره تلاش ۸ ساله انجمن هاى ادبى دوره قاجار كه در كوران مشروطه اين انجمن را پديد آورده بود، وضع ۳۰۰ واژه از جمله هواپيما، فرودگاه، خلبان آتش بار، هواسنج و باد سنج بود.


انجمن مذكور در سال ۱۳۱۱ با تشكيلاتى جديد به نام «انجمن وضع لغات و اصطلاحات علمى» به رياست «دكتر عيسى صديق اعلم» دارالمعلمين عالى، حياتى تازه يافت و به عنوان مركزى براى فعاليت فوق برنامه دانشجويان در شعبه هاى علوم طبيعى، علوم رياضى، فيزيك، شيمى، ادبيات و فلسفه معرفى شد. انجمن جديد به راهنمايى استادان خود يعنى «حسين گل گلاب»، «دكتر محمود حسابى» و «دكتر رضازاده شفق» توانست تا سال ۱۳۱۹ چهارصد واژه نو را پيشنهاد دهد كه شمارى از آن ها هنوز در كتاب هاى درسى دبيرستانى و دانشگاهى ديده مى شود.اما انديشه تأسيس سازمانى رسمى به نام فرهنگستان كه هدف اصلى آن نشاندن واژه هاى فارسى به جاى كلمات و تركيبات بيگانه بود، در ۲۹ ارديبهشت ماه ۱۳۱۴ صورتى عملى به خود گرفت و فرمان تشكيل آن صادر شد.

فرهنگستان اول:
فرهنگستان ایران نام نهادی بود که در دوره
رضاشاه برای اصلاح زبان و خط فارسی تشکیل شد و تا سال ۱۳۳۳ فعالیت کرد. آن را «فرهنگستان اول» نیز نامیده‌اند.
وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه اساسنامه فرهنگستان را در شانزده ماده تنظیم کرد که به تصویب هیئت وزرا رسید. در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴، رضاشاه فرمان تشکیل فرهنگستان ایران را صادر کرد. ریاست فرهنگستان، به ترتیب، برعهده این اشخاص بود: محمدعلی فروغی (اردیبهشت ۱۳۱۴)، حسن وثوق (آذر ۱۳۱۴)، علی‌اصغر حکمت (اردیبهشت ۱۳۱۷)، اسماعیل مرآت (مرداد ۱۳۱۷)، عیسی صدیق اعلم (مهر ۱۳۲۰)، بار دیگر محمدعلی فروغی (آذر ۱۳۲۰) و حسین سمیعی (ادیب‌السلطنه) (۱۳۲۱).
اعضای پیوسته فرهنگستان عبارت بودند از:
ملک‌الشعرای بهار، علی‌اکبر دهخدا، محمدعلی فروغی، ابوالحسن فروغی، سعید نفیسی، سید نصرالله تقوی، رضازاده شفق، بدیع‌الزمان فروزانفر، علی‌اصغر حکمت، عبدالعظیم‌خان قریب، گل‌گلاب، رشید یاسمی، رهنما، ادیب‌السلطنه سمیعی، صدیق اعلم، عصار، فاطمی، قاسم غنی، ابراهیم پورداوود، عباس اقبال آشتیانی، محمد حجازی، محمد قزوینی، محمد تدین، مسعود کیهان، جلال همایی، غلام‌علی رعدی آذرخشی، احمد بهمنیار، حسنعلی مستشار، سرهنگ مقتدر، مصطفی عدل، علی‌اکبر سیاسی، محمود حسابی.
اعضای وابسته فرهنگستان عبارت بودند از:
محمدعلی جمال‌زاده، فخر ادهم، کریستن‌سن (دانمارک)، هانری ماسه (فرانسه)، یان ریپکا (چکسلواکی)، منصور بیک فهمی، علی بیک الجارم، محمد رفعت پاشا (مصر)، آرتر پوپ (آمریکا)، محمد اقبال (پاکستان)، ربتس وپولووسکی (روسیه)، ر.ا.نیکلسون (انگلستان)، هادی حسن و محمد حسنین هیکل (مصر).
گروههای فرهنگستان ایران عبارت بودند از: گروه لغت، گروه دستور، گروه اصطلاحات پیشه، گروه کتب قدیم، گروه اصطلاحات ولایتی، گروه راهنما، گروه خط. بعد از مدتی این گروههای هفت‌گانه به گروههای شش‌گانه زیر تغییر یافت: گروه فرهنگ فارسی و واژه‌گزینی و گردآوری واژه‌ها، گروه دستور زبان، گروه جغرافیا، گروه دستور، گروه لغت، گروه کتب قدیم.
بیشتر کوشش فرهنگستان صرف انتخاب معادل برای اصطلاح‌ها و واژگان خارجی شد.
فرهنگستان ایران، در بهمن ۱۳۱۵ نظام‌نامه‌ای برای "بازبینی در اصطلاحات علمی" تصویب و در آن راه و روش ضوابط معادل‌یابی را تعیین کرد. عملکرد فرهنگستان در این حوزه موفقیت‌آمیز و نتایج مصوبات آن از اقبال عمومی خوبی برخوردار شد. اما برخی اعضای برجسته آن، چون اعتقادی به واژه‌سازی نداشتند، نیازی به فعالیت پی‌گیر احساس نکردند. کمیسیونهایی نیز که برای تهیه فرهنگ و دستور زبان و مطالعه در اصطلاحهای جغرافیایی و نشر متون قدیم در آن تشکیل یافت، دستاورد قابل توجهی نداشت. رفته‌رفته فرهنگستان اول دچار رکود شد و موقتاً در ۱۳۱۷ به مدت یک هفته منحل گردید و، پس از بازگشایی مجدد، تا ۱۳۲۰، به ریاست اسماعیل مرآت فعالیت داشت.
از ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲، کار زبان‌پیرایی و واژه‌سازی فرهنگستان متوقف شد و فعالیت آن سازمان بیشتر جنبه ادبی و تحقیقی داشت. فرهنگستان ایران رسماً در سال ۱۳۳۳ تعطیل شد.
از عملکردهای این فرهنگستان، به تصویب رساندن ۲۰۰۰ واژه تا سال ۱۳۲۰ بود. همچنین نامه فرهنگستان در سال ۱۳۲۲ منتشر شد. از این نشریه، به سردبیری حبیب یغمائی، در سال اول چهار شماره، در سال دوم (۱۳۲۴) دو شماره، در سال سوم دو شماره، در سال چهارم یک شماره و در سال پنجم (۱۳۲۶) یک شماره منتشر شد. تأسیس انجمن ادبی فرهنگستان به ریاست ملک‌الشعرای بهار و تشکیل کمیسیونهای زبان‌شناسی، باستان‌شناسی، قواعد و دستور زبان، تئاتر، موسیقی و ترانه‌ها نیز از جمله فعالیتهای دیگر این دوره بوده است.
فرهنگستان دوم:
فرهنگستان دوم كه در سال ۱۳۴۷ با هشدار «محمد مقدم» استاد و پايه گذار گروه آموزشى زبان شناسى در برابر هجوم واژه هاى بيگانه تأسيس شد. توانست همراه با فرهنگستان اول تا سال ۱۳۵۱ مجموعاً ۶۶۵۰ واژه فارسى را در برابر واژه هاى بيگانه پيشنهاد كند. در فرهنگستان دوم نيز هم چنان گروه واژه گزينى مهم ترين وظيفه فرهنگستان را بر عهده داشت و از ۹ كميسيون علمى و فنى، پزشكى و كشاورزى، زبان و ادب، تاريخ و فلسفه و علوم اجتماعى و تربيتى روان شناسى، هنرهاى زيبا، ارتش، اقتصاد، بازرگانى، حقوق و علوم ادارى و سياسى و جغرافيا تشكيل مى شد. اين فرهنگستان پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز مدت كوتاهى فعال بود تا اين كه در سال ۱۳۶۰ با ادغام ۱۱ مركز و سازمان تحقيقاتى كه فرهنگستان دوم نيز جزو آن بود، «مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى» پديد آمد و بار ديگر فرهنگستان كنونى از دل آن مجموعه جدا شد و هدايتى مستقل پيدا كرد. گويش شناسى گروه گويش شناسى كه اكنون به عنوان يكى از گروه هاى مهم فرهنگستان در حال مطالعه و پژوهش است از همان ابتداى فعاليت مؤسسه مطالعات تحقيقات فرهنگى به عنوان يكى از محورهاى كار مورد توجه بوده است، به گونه اى كه مى توان گفت برنامه واژه گزينى و بررسى و مطالعات گوناگون درباره زبان ها و گويش هاى ايرانى دو برنامه اصلى و تمامى فعاليت اين مركز به شمار مى آمده است .
فرهنگستان سوم:
فرهنگستان زبان و ادب فارسی یکی از سازمانهای دولتی
ایران است که بر اساس اساسنامه‌اش برای «حفظ قوت و اصالت زبان فارسی»، «پروردن زبانی مهذب و رسا» برای بیان اندیشه‌ها، «رواج زبان و ادب فارسی»، و «ایجاد نشاط و بالندگی در زبان فارسی» ایجاد شده‌است. فعالیت اصلی این فرهنگستان که در ۲ مرداد ۱۳۶۹ خورشیدی (۲۴ ژوئیهٔ ۱۹۹۰ میلادی) تأسیس شد، انتخاب معادل فارسی (واژه‌گزینی) برای واژه‌های زبانهای خارجی بوده‌است.
اولین رئیس این فرهنگستان
حسن حبیبی بود که هم‌زمان معاون اول رئیس جمهور ایران هم بود. دومین رئیس غلامعلی حداد عادل بود که در اواخر دوران ریاستش بر این فرهنگستان به ریاست مجلس شورای اسلامی نیز انتخاب شد. مدتی پس از انتخاب حداد عادل به ریاست مجلس، مجدداً حسن حبیبی به ریاست فرهنگستان انتخاب شد.
عضویت در این فرهنگستان مادام‌العمر است، مگر در حالتی که عضوی استعفا کند، به علت غیبت زیاد مستعفی شناخته شود، یا «به دلیل سلب صلاحیت اخلاقی» عزل شود. اعضای این فرهنگستان عمدتاً ایرانی هستند ولی اعضایی از تاجیکستان و افغانستان نیز در این فرهنگستان عضویت داشته‌اند یا دارند.
در فرهنگستان سوم از سال ۱۳۷۱ و با طرح «واژه نامه مشترك گويش هاى ايرانى» هويتى نو يافته زير نظر خانم دكتر «بدر الزمان قريب» فعال است. يكى از سه پژوهشگر گروه گويش شناسى با اشاره به واژه نامه مشترك گويش هاى ايرانى مى گويد: «در اين واژه نامه در برابر هر واژه فارسى، معادل آن در حدود هفتاد گويش ايرانى نو قرار داده شده است كه برخى از اين گويش ها عباتند از: آرانى، آشتيانى ، ابوزيدآبادى، افترى، اناركى، بختيارى، بستكى، بلوچى، بهدينى، تاتى، تالشى، تفرشى، خوانسارى، خورى، دوانى، راجى، سرخه اى، سمنانى، سنگسرى، شهميرزادى، قائنى، كردى، گيلكى، لاستانى، لاسگردى، لرى، لكى، مازندرانى، نائينى، و فسى، هرزنى و..... كه واژه هاى گردآورى شده همه اين گويش ها به تدريج به برنامه نرم افزار رايانه اى سپرده مى شود.» وى از طرح ديگرى نيز به نام طرح «بانك اطلاعاتى گويش شناسى ايران» نام مى برد كه بر اساس آن گويش هاى نقاط مختلف كشور منطقه به منطقه گردآورى خواهد شد:«اولين منطقه مورد مطالعه در اين طرح استان فارس است كه از نظر فراوانى گويش و در عين حال گوناگونى آن ها مورد توجه مى باشد. شيوه تحقيق نيز به شكل ميدانى بوده است كه با پرسشنامه هاى موضوعى عمده واژه هاى پايه ضبط و ثبت مى گردد. اين پرسشنامه ها در ۱۵ موضوع از جمله واژگان اجزاى بدن، ابزار و وسايل خانه، آفات و بيمارى ها و........طبقه بندى شده كه با تكميل هر يك از آن ها ۲۳۰۰ واژه و ۱۰۰ جمله به دست مى آيد همچنين با توجه به نكات دستورى مى توان در اين پرسشنامه ها به ساختار گويش هاى مورد مطالعه پى برد.»

به برخى گويش هاى اين محل مثل كازرونى، دوانى، بليانى، گرگنايى، نبافى، دهله اى، پير مهلتى، عبدويى، كلانى لرى، كلانى، تاجيكى، ممسنى، كورزگى، ريچى، ماسرمى، مسقانى، كنده اى، سمنانى، دوسيرانى، مگرى، كروشى، پايونى، درونكى يا جروقى و مهبودى است كه در حال حاضر چند گويش از اين منطقه به شيوه تطبيقى در حال حروف چينى است و افزون بر آن قواعد دستورى آن ها نيز در حال تدوين است.
به همت اين گروه در سال ۱۳۸۰ نخستين هم انديشى گويش شناسى ايران برگزار شد كه طى آن ۳۲ مقاله تخصصى در اين زمينه ارائه گرديد.

فرهنگ نويسى و دانشنامه نويسى
گروه فرهنگ نويسى با هدف نوشتن يك فرهنگ جامع و كامل تاريخى پس از يك دوره چالش جدى و ارائه نظريات گوناگون در سال ۱۳۷۸ شروع به كار كرد يكى از پژوهشگران اين گروه مى گويد: «هدف ما اين است كه فرهنگى شبيه لغت نامه دهخدا پديد بياوريم اما علمى تر و روشمندتر، فرهنگى كه متون قديم يا به عبارتى قديمى ترين آثار مكتوب را تا دوره مشروطه در بر مى گيرد. ما ابتدا واژگان را به دو كاربرد در آثار رديابى مى كنيم و بعد تغييرات آن را در نظر مى گيريم، چه تغييرات لفظى و چه تغييرات معنايى، كتاب خوان ها مدخل گزينى مى كنند سپس فيش بردارى مى شود و بعد فيش هاى منظم به دست تعريف نگار مى رسد كه وى بر اساس توانايى هايى كه دارد تعريفى از آن را ارائه مى دهد هويت دستورى براى آن ها تعيين مى شود معانى تفكيك مى گردند و شواهد در مقابل آن ها قرار مى گيرند كه در نهايت پس از تأليف وارد رايانه مى شوند.» .
هم اكنون در كتاب خانه فرهنگستان ۹۶ هزار جلد كتاب به زبان هاى گوناگون، عموماً در حوزه زبان و ادب فارسى وجود دارد. اين كتاب خانه هم چنين داراى مجموعه هاى نفيس و تخصصى از جمله مجموعه كتاب هاى شادروان «دكتر ماهيار نوابى» شادروان دكتر«احمد تفضلى» شادروان دكتر «مصطفى مقربى» و شادروان دكتر «سيد ابوالقاسم انجوى شيرازى» است كه اين مجموعه ها هر كدام در حوزه خود منحصر به فرد هستند. انتشارات فرهنگستان نيز تا كنون واژه نامه ها ، فرهنگ نامه ها، و مجموعه مقالاتى چاپ و منتشر نموده كه هريك در جاى خود داراى ارزش بسيارى هستند كه از آن جمله مى توان به چند نمونه زير اشاره كرد: نگاهى به گويشنامه هاى ايرانى، مجموعه مقالات هم انديشى واژه گزينى، فرهنگ زرقان، دانشنامه زبان و ادب فارسى در شبه قاره هند (جزوه اول) كتاب شناسى دستور زبان فارسى، دستور خط فارسى، شيوه نامه ضبط اعلام معرفى زبان ها و گويش هاى ايرانى، كتاب شناسى گويش هاى ايرانى، واژه هاى علوم دامپزشكى، واژه هاى هنرهاى تجسمى، واژه هاى مخابرات و....... .
آنچه در طول عمر سه فرهنگستان در بين صاحب نظران چالش برانگيز بوده بيشتر به تعريف فرهنگستان، حيطه مسئوليت و وظايف آن بر مى گردد. دوباره بايد تأكيد كرد به علت شرايط خاص زبان و ادبيات فارسى در مقابل هجوم زبان، فرهنگ و تكنولوژى غرب كه پس از انقلاب مشروطه صورت و سرعت خاصى به خود گرفت. در تمام اين سال ها تنها تصورى كه از فرهنگستان وجود داشته و تنها انتظارى كه از آن مى رفته مركزى در حد تصويب واژگان جايگزين بوده است كه در مقاطعى از تاريخ با اقبال عمومى رو به رو و در مراحلى نيز به مضحكه تبديل شده است. اين موضوع اگر چه يكى از مهمترين وظايف فرهنگستان نيز هست اما حيطه واقعى در فرهنگستان بسى والاتر از اين جايگاه است به گونه اى كه در هر سه دوره نيز واژه گزينى تنها به عنوان يكى از گروه هاى اين مركز فعاليت نموده است. شايد يك سوى بحث نيز به خود فرهنگستان برگردد كه در هر مقطعى وظايف خاصى را براى خود تعريف كرده و يا مأموريت خاصى به آن محول شده است
گردآورنده: فرامرز خرد
مرداد1387
منبع: گوگل فارسی



*سازمان همکاری اقتصادی( اکو)



۱۳۸۷ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

چهاردهم مرداد - محمد علی اصفهانی



چهاردهم مرداد

محمد علی اصفهانی

گفتی: هنوز شهر، تماشاييست
و گرته های روشن تاريخ را هنوز
شلّيک می کنند
از کوچه های خاکی تبريز
گفتی: هنوز شهر، تماشاييست
وَ می وزد
در خواب های دَرهم و آشفته ی شبش
صبح هزارواقعه،
بيداری سرريز

٭ گفتی: چندين هزار بالْ بالْ که پَرپَر شد.
امّا هنوز
اين آشيانه ها، سر اين شاخه ها ـ ببين ـ :
چندين هزار دفعه کبوتر به زير پر دارند!
گفتی: بگو!
چندين هزار شاخه ـ بگو !
ـ چندين هزار بار، کبوتر دارند؟
٭ گقتی: هنوز شهر تماشاييست
و گرته های روشن تاريخ را هنوز
شلّيک می کنند
از کوچه های خاکی تبريز
ديدم هنوز رهگذری می رفت
از سنگری به سنگر
ديگر در گرد و خاک خاطره های
اميرخيز!

۱۴ مرداد ۱۳۸۷ بازنويس شعری بازمانده از

۱۳۶۵ (و شايد از ۱۳۲۴ هجری قمری)

۱۳۸۷ مرداد ۱۰, پنجشنبه

صادق هدايت








زندگی‌نامه
صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدري در تهران تولد يافت. پدرش هدايت قلي خان هدايت (اعتضادالملك)‌ فرزند جعفرقلي خان هدايت(نيرالملك) و مادرش خانم عذري- زيورالملك هدايت دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلي خان هدايت يكي از معروفترين نويسندگان، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران ميباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندي بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايي در مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام اين دوره تحصيلي در سال 1293 دوره متوسطه را در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتي چشم براي او پيش آمد كه در نتيجه در تحصيل او وقفه اي حاصل شد ولي در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويي تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايي پيدا كرد.در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد و در سال 1305 همراه عده اي از ديگر دانشجويان ايراني براي تحصيل به بلژيك اعزام گرديد. او ابتدا در بندر (گان) در بلژيك در دانشگاه اين شهر به تحصيل پرداخت ولي از آب و هواي آن شهر و وضع تحصيل خود اظهار نارضايتي مي كرد تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه براي ادامه تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست به خودكشي زد و در ساموا حوالي پاريس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولي قايقي سررسيد و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در بانك ملي ايران استخدام شد. در اين ايام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوي، مسعود فرزاد، مجتبي مينوي و صادق هدايت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانك ملي استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتي در خانه عمويش دكتر كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همين سال به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبي كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجويي و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامي كل ساختمان مشغول به كار شد. در همين سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا زبان پهلوي را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملي ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملي ايران مجددا استعفا داد و در اداره موسيقي كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاري با مجله موسيقي را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهاي زيبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.در سال 1322 همكاري با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتي آسياي ميانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاري با مجله پيام نور را آغاز كرد و در همين سال مراسم بزرگداشت صادق هدايت در انجمن فرهنگي ايران و شوروي برگزار شد. در سال 1328 براي شركت در كنگره جهاني هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولي به دليل مشكلات اداري نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس شد و در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشي زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگي رهانيد و مزار او در گورستان پرلاشز در پاريس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدري زندگي كرد.

متن کامل داستان‌ها
بسياري از داستان‌هاي كوتاه اين نويسنده را بخوانيد. هم اكنون مجموعه‌های «سگ ولگرد» ، «سايه روشن»، «زنده بگور» و «سه قطره خون» در اينجا قابل دريافت است و سعي مي‌شود سایر داستان‌هاي صادق هدايت نیز به زودی ارائه شود. براي خواندن اين داستان‌ها بايد از برنامه Acrobat Reader استفاده كنيد.
مجموعه «سايه روشن»:






آخرين لبخند
مجموعه «سگ ولگرد»:
تاريك خانه
مجموعه «زنده بگور»:























مجموعه «سه قطره خون»:


















۱۳۸۷ مرداد ۸, سه‌شنبه

دکترعلي شريعتي، معلم انقلاب و اخلاص


شريعتی:

« ای نسل اسير وطنم. تو می دانی که من هرگز به خود نينديشيده ام، تو می دانی و

همه ميدانند که من حياتم، هوايم، و همه خواستنهايم بخاطر تو و سرنوشت تو و آزادی


تو بوده است... تو می دانی و همه ميدانند که دلم غرق دوست داشتن تو و ايمان


داشتن به توست. تو ميدانی و همه می دانند که من خود را فدای تو کرده ام و فدای تو

ميکنم که ايمانم تويی و عشقم تويی و معنی حياتم تويی و جز تو زندگی برايم رنگ و

بويی ندارد... از اميد رهايی تواست که برق اميد در چشمان خسته ام می درخشد، و از

خوشبختی تواست که هوای پاک سعادت را در ريه هايم احساس ميکنم. آزادی تو مذهب

من است، خوشبختی تو عشق من است، آيندۀ تو تنها آرزوی من است.

(م. آ. ۳، ص ۱۴۸- ۱۴۷)

نصرت رحمانی و شعر «منادی» کودتای ۲۸ مرداد




بعد از ظهر روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ وقتی اجامر و خائنان کودتاچی به رادیو دست یافتند، و در حالی که هنوز مدافعان منزل مسکونی دکتر مصدق به فرماندهی سرهنگ ممتاز از خانه ی نخست وزیر قانونی دفاع می کردند، عده ای از آن مزدوران، از جمله شمس قنات آبادی و میراشرافی (صاحب روزنامه ی جنجالی آتش) میکروفون رادیو را بدست گرفته مدتی برای مرعوب کردن ملت ایران نعره می زدند که « ملت پیروز شد؛ فاطمی قطعه قطعه شد؛ مصدق کشته شد؛ ...»؛ مردم ایران که به استثناء مشتی خود فروخته و سرسپرده ی انگلستان و دربار همگی پشتیبان دولت قانونی و ملی مصدق بودند از شنیدن این اخبار بشدت پریشان شدند و بویژه سخت نگران جان و سلامت رهبر محبوب نهضت ملی بودند. تا زمانی که، پس از حدود چهل و هشت ساعت خبر بازداشت دکتر مصدق، که همراه با چند تن از همکارانش، خود را به مقامات مستقر معرفی کرده بود، پخش شد و مردم از تندرستی او آگاه شدند این نگرانی شدید ادامه داشت و مردم از این جهت نیز ساعات سخت درد ناک و ناگواری را می گذراندند.
با اینکه در تمام این مدت همه ی مردم هنوز در نهایت تأثر از سقوط دولت محبوب خود بودند و به یکدگر می گفتند« گویی روی جامعه خاک مرگ پاشیده اند»، اما با پخش خبرسلامت دکتر مصدق، گویی موهبتی الهی برآنان نازل شده باشد، توانستند لمحه ای یک نفس راحت بکشند و باز هم بجان دکتر مصدق دعا کنند،و در انتظار اخبار بعدی که پی درپی بصورت شایعات بد و خوب ِ گوناگون می رسید، دست کم این یک خبر را به یکدیگر شادباش بگویند. بدنبال این حوادث بود که در دیماه، یعنی حدود پنج ماه بعد، شعر منادی از نصرت رحمانی منتشرشد. در این اثر شاعر از زبان «منادی»، خبر« زنده بودن سردار» را، در جّوی مشحون از اندوه و وحشت و ارعاب، بیان داشته بود. در آن دوران نام نصرت رحمانی، که چند سالی بود بصورت یکی از با استعداد ترین شاعران نو پرداز نسل خود در عرصه ی شعر ایران ظاهر شده بود، درخشیدن آغازکرده بود.
آثار بعدی او نشان داد که آوازه ی بلند این سخنسرای پرمایه بی دلیل نبوده و او با آفرینش سبک و زبان و مضامینی از هر جهت بدیع بر بلند ترین قله های شعر معاصر و بلکه اشعار همه ی اعصار زبان فارسی جای گرفت. رحمانی، که مانند دوستانش، در اشعارش نیز از خود به نصرت نام می برد، در سال ۱۳۷۹ در سن۷۰ سالگی درگذشت.
(احترام آزادی)

منادی
یا
«سردار زنده است!...»
نصرت رحمانی (دیماه ١٣٣۲)




درظلمت فشرده ی یک شام وهمناک
یک قطره خون ز حنجره ی مرغ شب چکید
خاری برُست بر سر بیراهه ی کویر
شعری به آسیاب دو دندان من لِهید


در نعره های خامشی و مرگ نعره ها
تیغ سکوت دوخت لبان امید را !
اشکی فتاد و شمع فروخفت و ماه مرد
کفتار خورد لاشه ی مردی شهید را


ای قصر های مات! کجا شد حماسه ها؟
سردارِ پیرِ شهرِ طلای سیاه* کو؟
خورشید از چه روی نمایان نمی شود؟
مداح هرزه شاعرِ آن بارگاه**کو؟


برف از درخت کاج فروریخت، سارها
در آبی و کبود افق دور می شدند
سگ پارس کرد، جغد به بیغوله ای گریخت
خفاش ها ز نور شفق کور می شدند!


روبان سرخ دخترکی را گرفت باد
آن را به شاخه های بلند چنار زد
شب دست و پای می زد و افتاد و جان سپرد
در کوچه های شهر منادی هوار زد:
ــ سردار زنده است!...


*) اشاره به دکتر مصدق
**) منظور از «مداح هرزه، شاعر آن بارگاه...» شاعر چاپلوس و تـُنـُک مایه ای بود بنام صادق سرمد که به هرمناسبتی شعری بی مایه و سرشار از مداهنه تقدیم محمد رضا شاه می کرد و بهمین مناسبت به شاعر مداح درباری معروف شده بود. با این اشاره نصرت رحمانی از او نمادی ساخته از چاپلوسان و مدیحه سرایان درباری

۱۳۸۷ مرداد ۷, دوشنبه

میرزا کوچک ( سردار جنگل )توّلد ۱۲۵۷ ه.ش. ــ وفات ۱۳۰۰ ه.ش.







شاعر آزاده گیلانی خلیل دانش پژوه تصنیف زیر را متعاقب مشاهده سر بریده میرزا سروده است خوانده میشود)


تا بر تنم توان و تا قرار است

قـرار است
در دل مر از کرده ات شرار است
شـرار است
در سینه ام از شیوه ات غباراست
غبـار است
نی در خورشأن تو شهریار است
ریـار است
ایوطن ! تو آباد نمیشـی ــ مــلـّت ! تو آزاد نمیـشـی

ایدل ! دگد شاد نمیشی چـرا کـه ما ملولیم جهولیم

بـــی دانش و فضولیـــم بـــی دانش و فضولـیــــم

این سر که سربلند و مه جبین است
جبیـن اسـت
یـا آفـتــاب و طـالــع زمـیـــن اســت
زمـیـن اسـت
خاکش زعشقت ایوطن عجیـن اسـت
عجیـن است
انصاف ده که مزد سـر نه ایـن اســت
نه این است
ایوطن ! تو آباد نمیشـی ــ مــلـّت ! تو آزاد نمیـشـی

ایدل ! دگد شاد نمیشی چـرا کـه ما ملولیم جهولیم

بـــی دانش و فضولیـــم بـــی دانش و فضولـیــــم

ایـــن قهرمـــان مــدافـع وطــن بــود
وطــن بود
لشکر کش و شجاع و صف شکن بود
شکن بود
یزدان صــفــت بجــنگ اهــرمن بود
رمـن بــود
کی مثـل مـا بفــکــر مــا و من بود
و مـن بود
ایوطن ! تو آباد نمیشـی ــ مــلـّت ! تو آزاد نمیـشـی

ایدل ! دگد شاد نمیشی چـرا کـه ما ملولیم جهولیم

بـــی دانش و فضولیـــم بـــی دانش و فضولـیــــم

آرشيوجغرافيای جهان




Citiesand Towns
CulturalLandscapes
Conservationand Environment
Military Battlesand Campaigns
Discoveryand Exploration
Transportationand Communication
General Maps
Geography and Map Division, Library of Congress
Search by Keyword Browse by Geographic Location Index Subject Index Creator Index Title Index
The Geography and Map Division of the Library of Congress holds more than 4.5 million items, of which Map Collections represents only a small fraction, those that have been converted to digital form.
The focus of Map Collections is Americana and Cartographic Treasures of the Library of Congress. These images were created from maps and atlases and, in general, are restricted to items that are not covered by copyright protection.
Map Collections is organized according to seven major categories. Because a map will be assigned to only one category, unless it is part of more than one core collection, searching Map Collections at this level will provide the most complete results since the indexes for all categories are searched simultaneously.
Searching Map Collections
The mission of the Library of Congress is to make its resources available and useful to Congress and the American people and to sustain and preserve a universal collection of knowledge and creativity for future generations. The goal of the Library's National Digital Library Program is to offer broad public access to a wide range of historical and cultural documents as a contribution to education and lifelong learning.
The Library of Congress presents these documents as part of the record of the past. These primary historical documents reflect the attitudes, perspectives, and beliefs of different times. The Library of Congress does not endorse the views expressed in these collections, which may contain materials offensive to some readers.
Special Presentations:

Meeting of Frontiers: Collections from the Library of Congress: Maps
Puerto Rico at the Dawn of the Modern Age: Selected Cartographic Items
Cities and Towns
Panoramic Maps
Conservation and Environment
Mapping the National Parks
Discovery and Exploration
General Maps
Cultural Landscapes
American Colonization Society's Liberia Maps
Military Battles and Campaigns
American Revolution and Its Era Maps and Charts
Civil War Maps
The Rochambeau Map Collection
Transportation and Communication
Railroad Maps
Understanding the Collection
Collection Connections
Working with the Collection
Searching Map Collections
How to Order Reproductions
Viewing Maps
Map Images Background Information
Digitizing the Collection
Cataloging the Collection
Copyright and Other Restrictions
American Memory Search All Collections Collection Finder Learning Page
The Library of Congress
Contact Us
Please Read Our
May-03-2005

۱۳۸۷ مرداد ۴, جمعه

پیام دکتر محمد مصدّق به مناسبت سالروز 30 تیر)دوشنبه شب 9 / 4 / 1332 )

پيشوای ضد استعمار، بر تربت شهدای سي تير




هموطنان عزیزم، به مناسبت تصادف با روز 30 تیر به یادبود شهیدانی که جان خود را در
راه استقلال و عظمت کشور فدا کرده اند مراسمی برپا خواهید کرد که هم مراتب تکریم و
احترام قبلی خود را به روح پاک این سربازان مجاهد راه حریّت و آزادی تقدیم کنید و هم
بدین وسیله ایمان و علاقه باطنی خویش را به ادامه مبارزه ای که این رادمردان فداکار در راه آن
شربت شهادت نوشیده اند ابراز و اظهار تمایید.
روز 30 تیر در تاریخ مبارزات ممتدِ ملت ایران فراموش نشدنی است زیرا دراین روز تمام
افراد ملت از هر طبقه و مقام در مقابل تحریکات اجانب یک دل و یک زبان قیام و اقدام
کرده اند و تا به مقصود نرسیدند از پای ننشستند.
در این روز تاریخی عده ای از گرامی ترین فرزندان ما به افتخار شهادت نائل شدند و با
خون پاک خود نهال آمال ملت را آبیاری کرده اند تا به همت آیندگان روزی بارور و سایه گستر
شود و ملت ایران از نعمت امن و آستایش و استقلال واقعی و آزادی حقیقی برخوردار گردد.
اگر در آن روز آن مردم بیدار و هوشیار نبودند و این حادثه را با ایمان و علاقه بی شائبه
نسبت به ادامه نهضت ملی تلقی نمی کردند و زمام سرنوشت خویش را به دست حوادث نامعلوم می
سپردند نه تنها آینده خود را دچار خطرات عظیم کرده بودند بلکه به افتخارات
گذشته خویش نیز خط محو و بطلان می کشیدند.
اما خوشبختانه به عکس آنچه اجانب تصور می کردند ملت ایران با روشن بینی و بصیرت
کامل به آینده خود می نگریست و خویشتن را برای مقابله با هر حادثه ای که او را از ادامه مبارزه
باز دارد آماده و مهیا می داشت و از هیچ مشکلی حتی مرگ، بیم و حراس به دل راه نمی داد.
حادثه 30 تیر بوته امتحانی شد که ملت ایران را در خود گداخت و زر خالص او را از عیار
فساد و تباهی جدا کرد و محک تجربه ای بود که افراد بی اراده و سست عنصر و همچنین
خیانتکاران به مصالح ملی و دست نشاندگان سیاست اجنبی از آن آلوده و رسوا آمدند.
پس اگر در این حادثه عده ای از عزیزترین فرزندان ما به درجات شهادت رسیدند برای
وصول به هدف مقدسی بود که این قیام ملی در پیش داشت و فنای ظاهری آنان ضامن بقای
استقلال کشور و دوام حیات ملت شد و چون به طیب خاطر برای جهاد در راه حق و حقیقت
و تقوی و فضیلت تن به مرگ دادند در این سودا سرمایه حیات و زندگانی جاوید حاصل
کردند و در مقابل این فداکاری البته تا ایران باقی است نام این آزادمردان در سرلوحه و دیباچه تاریخ
افتخاراتن کشور به عظمت و بزرگی ثبت و ضبط خواهد شد و اثری که با خون پاک خود در تحکیم
مبانی ملت و اساس استقلال مملکت بر جای گذارده اند یاد آنان را پیوسته در
دل های ما و نسل آینده باقی و برقرار خواهد گذاشت.
هموطنان عزیزم، نهضت مقدس 30 تیر نشان داد که ملت ایران در مبارزه با اجانب
به پایداری و استقامت مصمم است و ثابت کرد که این ملت آنجا که پای شرافت و استقلال
مملکت در میان باشد مرگ را بر زندگی آلوده به ننگ و رسوائی ترجیح می دهد و به هیچ
قیمت از ادامه نهضتی که آن را به بهای خون فرزندان خود خریده است باز نخواهند ایستاد.
لابد به خاطر دارید که سال گذشته در چنین روزهائی دولت از ادامه خدمتگزاری مأیوس
شد زیرا از هر جانب خود را با موانع و مشکلاتی مواجه می دید که دست سیاست اجنبی
فراهم کرده بود در آن ایام نیز مانند این روزها دست تحریکات و دسایس اجانب از هر جانب
در کار بود و دولت که می بایست تمام کوشش و نیروی خود را در آن دقایق حساس در راه
پیشرفت آمال ملت صرف کند بیشتر اوقات خود را برای مقابله و مراجعه به اینگونه
تحریکات مصروف می داشت و در نتیجه از هدف اصلی خود که پیشرفت نهضت ملی بود
باز می ماند و این تنها آرزوی بیگانگان بود که دولت را خسته و ناتوان کنند و از میدان مبارزه
به در برند. عاقبت این گرفتاری ها و کارشکنی ها دولت را چنان در تنگنا و وفشار گذاشت که
راهی جز کناره گیری در پیش نداشت و ناچار شد بار مسئولیتی را که ملت بر دوش او گذاشته
در نیمه راه مبارزه بر زمین گذارد.
اما بلافاصله معلوم گشت که ملت ایران با کنره گیری این دولت از کار موافق نیست و
به هر قیمت که ممکن باشد نخواهد گذاشت این جهاد مقدس بی نتیجه و ناتمام بماند.
قیام بی نظیر سی ام تیر و فداکاری بی مانندی که عموم افراد ملت در این روز از خود نشان داده اند
نمودار واضحی از عزم راسخ ملت ایران به دوام و بقای نهضت ملی بود که به صورت ابراز عقیده
عمومی دایر به بقا و ادامه خدمتگزاری این دولت در آمد.
این رستاخیز ملی ثابت کرد که ملت ایران با واقع بینی و توجه کامل به مصالح خویش راه
خود را انتخاب کرده و دیگر به هیچ قیمتی از آن باز نخواهند گشت. بیگانگان که در کمین
بودند در این واقعه دانستند که اینبار برخلاف انتظار با ملتب بیدار و علاقمند به استقلال
خویش سر وکار پیدا کرده اند و دیگر ممکن نیست با حیله و نیرنگ این ملت را از ادامه
طریقی که به دشواری پیموده است باز دارند و او را به همان سر منزل اول برگردانند و مردمی را
که برای تأمین مقاصد حقه ملی خود با کمال شهامت و شجاعت حتی تن به مرگ داده اند
بفریبند.
امروز هم اگرچه نفع طلبی عده ای معدود روزنه امیدی در پیش چشم آنان گشوده است و
در تاریکی یأس و حرمان راهی در پیش پای مطامع خود می بینند ولی چون هنوز اکثریت
قریب به اتفاق ملت در عزم خود راسخ و در تصمیم خویش پایدار است هرگز به مقصود
نخواهند رسید و از این غبار کدورت کم ترین گردی بر دامان ملت ایران نخواهد نشست.
هموطنان عزیزم، قیام 30 تیر و جانفشانی و استقامت بی دریغ ملت و قطع امید اجانب از
این که بتوانند در مبانی اتحاد و اتفاق ما رخنه ای ایجاد کنند در پیشرفت ملت ایران به سوی
مقصد و هدف نهائی خود بیش از آنچه بتوان گفت پر ارزش بود و مفید و موثر افتاد. اکنون بر
ما فرض و واجب است که این سرمایه معنوی را که در بهای خون پاک عزیزان خود به دست
آورده ایم و بزرگ ترین ضامن پیروزی ملت در این مبارزه و جهاد مقدس خواهد بود مفت و
رایگان از دست ندهیم اتحاد و اتفاق خود را با کمال دور اندیشی و خالی از هرگونه شائبه
غرض ورزی و کینه توزی حفظ کنیم و نگذاریم حریف مکار این حربه قاطع را از دست ما
بگیرد و با ایجاد نفاق و پراکندگی چنان به خود سرگرم و مشغول کند که آمال ملی خویش
را به کلی فراموش کنیم و از پیشرفت به سوی مقصد نهائی باز مانیم.
ملت ایران اگر خواسته باشد در ردیف سایر ملل بزرگ جهان مقام و موقعیتی را که
شایسته او و گذشته پر افتخار اوست بار دیگر احراز کند باید از محرومیت و مشکلات نگریزد
و از فداکاری و جانبازی نترسد ما نباید زندگانی را به هر صورت و کیفیت که به ما عرضه
می شود دوست بداریم و بدان قانع و خرسند باشیم اگر زندگانی توأم با آزادی و استقلال
نباشد به قدر پشیزی ارزش نخواهد داشت برای رسیدن به این هدف عالی تاریخ زندگی ملل
بزرگ عالم شاهد مبارزات و مجاهدات و گذشت ها و فداکاری ها است.
سرنوشت ملت ایران نیز در طول تاریخ خود همواره با این گونه محرومیت ها و مصایب
توأم و همراه بوده است و در همه این موارد ملت ما موانع و مشکلات را با بردباری و
شکیبائی تحمل و تلقی کرده و سر انجام از آن پیروزمند و سربلند بیرون آمده است.
جای تأسف نیست که جمعی از برادران و فرزندان گرامی ما در واقعه 30 تیر جان خود را
در راه حفظ سعادت و عظمت ملت ایران فدا کرده اند و با این فداکاری سرمایه افتخار جاوید
برای خود و خاندان خویش اندوخته اند.
جای تأسف موقعی خواهد بود که خدای ناخواسته ملت نتواند از این فداکاری های
بی دریغ فرزندان خود نتیجه ای که لازم است به دست آورد و از این خون های مقدسی که
ریخته شده بهره ای که شایسته است نتواند تحصیل کند، آن هم یقین دارم که با حس تشخیص
و موقع شناسی ملت ایران هرگز پیش نیاید و آرزوی ما در حفظ استقلال و تجدید دوران مجد
و عظمت دیرین این کشور باستانی هرچه زودتر تحقق پیدا کند