۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

ترور محمدعلي شاه توسط حيدر بمبي (عمو اوغلي)

موسی حقانی

سالهاي 1324ق تا 1330ق، دوره ‏أي بس حساس و سرنوشت ‏ساز در تاريخ معاصر ايران است كه از آن تحت عنوان دورة مشروطيت نام برده مي ‏شود. موفقيت و پيروزي مبارزات عدالت ‏طلبي و قانونخواهي ملت ايران در دوره ‏أي تحقق يافت كه بخش اعظم مشرق زمين در چنبرة استبداد گرفتار بود. پر واضح است كه موفقيت اين نهضت مي‏ توانست در شكوفايي كشور ما و ملل مشرق بسيار مؤثر واقع شود و با مستحكم نمودن بنيانهاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي ايران سد محكمي در مقابل مطامع و مداخلات بيگانگان به وجود آورد.

 
ضرورت مبارزه با استبداد قاجار و ظلم حكام كه امنيت را در تمامي شئون آن زايل كرده بود باعث شد كه مراحل اولية نهضت با صلابت و وحدتي مثال‏ زدني طي شود و شاه قاجار با امضاي فرمان مشروطيت به حكومت مشروطه تن در دهد. در اين مرحله تحصن در سفارت انگلستان كه با دلايلي واهي و در غيبت رهبران نهضت صورت گرفت نقطه ضعفي محسوب مي‏ شد كه تبعات ناخوشايندي در بر داشت. تشكيل مجلس و تدوين قانون اساسي حكايت از آغاز تغييرات ساختاري در حكومت قاجاري داشت كه خود به موضوع اختلاف بين حسابهاي مختلف تبديل شد.

افراط غربگرايان در فروگذاشتن و ناديده گرفتن سنتها و اعتقادات مردم و ارائة طرحهايي كه اساساً هيچ سنخيتي با شرايط ايران نداشت و شيطنتهاي دول بيگانه باعث شد كه وحدت استبدادشكن به اختلافاتي وحدت‏ شكن تبديل مي‏ شود و استعداد و قواي ملت را صرف درگيريهاي خانمان سوز نمايد. در چنين شرايطي ظهور انجمنهاي خلق ‏الساعه، انتشار شب‏نامه‏ ها و روزنامه‏ هاي تندرو باعث شد كه دامنة اختلافات گسترده‏ تر شود. مفاد برخي نشريات و شب‏نامه‏ ها و نيز عملكرد برخي مشروطه‏ خواهان و انجمنهاي مخفي و نيمه‏ مخفي نشان مي‏داد كه هدف آنان از پيوستن و به عبارت بهتر نفوذ در صفوف نهضت، استقرار نظامي غربگرا در ايران و نهايتاً ادغام كشور در نظام سرمايه‏ سالار جهاني بود. شاه جديد قاجار كه همه چيز را براي خود خاتمه يافته مي‏ديد سعي كرد كه با ائتلاف با برخي مشروطه‏ خواهان ميانه‏ رو حداقل‏هايي را براي خود حفظ نمايد. وي براي تحقق اين امر به همراه صدراعظم خود ــ علي‏ اصغرخان اتابك ــ حتي در جامع آدميت كه مجمعي شبه‏ ماسوني بود حاضر شد و به دست عباسقلي‏ خان آدميت “به شرف آدميت“ و به عبارت رساتر “ماسونيت“ نائل گشت.

ترور محمدعلي شاه توسط حيدر بمبي (عمو اوغلي) و اتباع او، و نيز هتاكيهاي برخي مطبوعات نسبت به شاه و خانوادة سلطنتي باعث شد كه شاه بهانة كافي براي جمع كردن بساط مشروطه‏ خواهان را به دست آورد. تصادم اين دو نيرو منجر به تعطيلي مشروطيت، به توپ بسته شدن مجلس، حبس و شكنجه و قتل و تبعيد تعدادي از مشروطه‏ طلبان اعم از افراطي و غيرافراطي شد. دورة سلطنت محمدعلي شاه پس از به توپ بسته شدن مجلس كه استبداد صغير ناميده شده است خيلي زود در مقابل ايستادگي مردم به رهبري علماي نجف به پايان رسيد. قيام تبريزيان به سرداري ستارخان را مي‏توان آغاز فروپاشي استبداد صغير تلقي كرد. دخالت شتابزده روس و انگليس براي سرنگوني شاه و حركت ائتلاف مشكوك خوانين بختياري و گيلان و سوسيال دموكراتها به سمت تهران بيانگر وحشت آنان از افتادن زمام امور كشور به دست جريان مردمي به رهبري علماي نجف در دورة پس از محمدعلي شاه بود. دسته‏ جات مسلح كه در مسير تهران با تجاوز به مال و جان و ناموس مردم افتضاحات فراواني بار آورده بودند در 25 تير 1282ش/27 جمادي‏ الثاني 1327ق وارد تهران شدند.

شاه در سفارت روسيه پناه جست و ادارة شهر به دست فاتحان افتاد. شاديهاي اوليه و گرفتن عكس يادگاري در پاي دار و مراكز فتح شده با شركت عناصر مختلف ‏العقيده و حتي مستبدين سابق!! خيلي زود رنگ باخت. به سرعت جناح‏بنديهاي جديدي در سطح جامعه نمودار شد و دعواي انقلابي و اعتدالي جاي نزاع مستبد و مشروطه ‏طلب نشست. آشوب و ناامني سراسر كشور را فراگرفت. دسته‏ جات قفقازي و ارامنه بيشترين سهم را در سلب امنيت مردم مسلمان برعهده داشتند. اين در حالي بود كه يپرم خان مسئوليت حفظ امنيت پايتخت را عهده‏ دار بود و به همين بهانه ستارخان را در مذبح پارك اتابك سركوب نمود.

.

نمايي از بستن بازار تهران كه نشان‏ دهنده گوشه‏ أي از مبارزات مردم براي دسترسي به عدالتخانه است آغازگر تصاوير اين شماره مي‏ باشد، تحصن در سفارت انگلستان، صدور فرمان مشروطيت، ظهور محمدعلي شاه و به توپ بسته شدن مجلس و فتح تهران و اوضاع شهر پس از فتح و حركت اردوهاي دولتي براي مقابله با سالارالدوله مضامين ديگري است كه تصاوير انتخابي به آنها اشاره دارد. اميد كه موردپسند علاقمندان قرار بگيرد.

تعدادی از متحصنين در سفارت انگلستان
عده ای از مشروطه خواهان تبريز
تعدادی از مشروطه خواهان

تجمع تعدادی از مردم در مقابل سفارت انگلستان
تعدادی از مشروطه خواهان تهران
ورود متحصنين به سفارت انگلستان

جمعی از مشروطه خواهان به فرماندهی "حاجی ميرپنج"
تجمع تعدادی از مردم در مقابل سفارت انگلستان
جمعی از مشروطه خواهان به هنگام تصرف مرکز مخابرات نفر چهارم از سمت راست سيد ضياالدين طباطبايی

تعدادی از متحصنين در سفارت انگلستان
جمعی از مشروطه خواهان و سران و رجال مشروطيت پس از فتح تهران عليقلي خان سردار اسعد محمدولی خان و نظام الدوله در عکس ديده می شوند
محمدعلي شاه و جمعي از رجال و درباريان هنگام استقرار در باغشاه از راست به چپ : محمدولي آصف‌السلطنه، محمود علاالملک (ديبا)، مهدي‌قلي مجدالدوله، سيد علي موثق‌الدوله، احمد خان مشيرالسلطنه، شاهزاده مشدي (پسر کامران ميرزا)، حسين‌قلي ميرزا نصرت‌السلطنه (برادر محمدعلي شاه)، محمدعلي شاه قاجار، حسنعلي ميرزا، اعتضادالسلطنه (پسر محمدعلي شاه)، احمد ميرزا قاجار (وليعهد)، پالکونيک لياخوف، حسين پاشاخان، امير بهادر، محمدعلي خان علاالسلطنه، محمدعلي خان سردار افخم (آقا بالاخان سردار)، مصطفي حاجب‌الدوله دولو

توپ های دولتی در شهر تبريز
جمعی از قوای دولتی به فرماندهی جعفرقلی خان سردار بهادر در ماموریتی نظامی
اعتصاب بازاريان تهران در آستانه مهاجرت علما به قم در اعتراض به اقدامات عين الدوله

پارک اتابک – 1328ق
استقبال مردم از ستارخان در دروازه دولت تهران 1328ق
عمارتی از عمارتهای باغ شاه – تهران 1328ق

استقبال مشروطه خواهان از ستارخان 1328
باغ فردوس شميران 1328 ق
عمارت فرح آباد – جمادی الاول 1328

صحنه دار زدن ميرهاشم دوره چی – تهران رجب 1327 ق
عمارت دوشان تپه- جمادی الثانی 1328ق
گروهی از تجار مشروطه خواه با فرمان مشروطيت در خانه حاج امين الضرب (فرمان مشروطيت در دست اوست)

جمعی از مشروطه خواهان هنگام ورود به مسجد سپهسالار

ستارخان سردار ملي (1284-1332ق) فرزند حاج حسن قراجه داغي

ابراهيم حديدي

ستارخان سردار ملي (1284-1332ق) فرزند حاج حسن قراجه داغي در منطقه قراجه داغ (ارسباران) به دنيا آمد. سوابق زندگي او در دوران كودكي و نوجواني تا درگيريهاي جنبش مشروطه‌ چندان معلوم نيست. از اطلاعات جسته و گريخته‌اي كه از وي به دست آمده، درمي‌يابيم كه او با پدر خود در روستاهاي اطراف ارسباران به شغل پارچه‌فروشي مشغول بوده است.

ستارخان پس از قتل برادرش اسماعيل به دست نيروهاي دولتي به همراه خانواده خود به تبريز مهاجرت كرد و در محله اميرخيز اقامت گزيد و از داش‌ها و لوطيهاي آن محله شد.

وي مدتي جزء سواران حاكم خراسان بود، از آنجا به عتبات عاليات سفر كرد، پس از چندي به تبريز بازگشت و به مباشري املاك محمدتقي صراف مشغول گرديد. سپس به توصيه رضاقلي خان سرتيپ وارد خدمت قراسوران (ژاندارمري) شد و حفاظت راه مرند و خوي به او محول گرديد. چندي بعد مورد توجه مظفرالدين ميرزا (وليعهد) قرار گرفت، ضمن دريافت لقب خاني، از تفنگداران وليعهد در تبريز محسوب گرديد. ستارخان بنابر عادت لوطي‌گري در يكي از درگيريهاي خود با مأمورين محمدعلي ميرزا (وليعهد) در تبريز، مورد تعقيب قرار گرفت، از شهر گريخت و مدتي به راهزني پرداخت. سپس با وساطت بزرگان و معتمدين محل به شهر بازگشت و دلالي اسب را پيشه خود كرد.

در سال 1325ق انجمن ايالتي آذربايجان به واسطه رشادتهاي ستارخان و باقرخان به آنان لقب سردار ملي و سالار ملي اعطاء نمود.

با شروع انقلاب مشروطه در تهران و گسترش آن در سراسر كشور، مجاهدين و آزاديخواهان آذربايجاني و قفقازي به فرماندهي ستارخان و باقرخان به حمايت از مشروطيت قيام نمودند و در مقابل قواي 35 تا 40 هزار نفري اعزامي از مركز و خوانين محلي به فرماندهي عبدالمجيد ميرزا عين‌الدوله كه براي سركوبي قيام تبريز اعزام شده بودند به شدت مقاومت كردند و از تسلط آنها به شهر ممانعت نمودند. تبريز به مدت 11 ماه توسط قشون دولتي محاصره شد و از ورود آذوقه به شهر جلوگيري به عمل آمد. زندگي بر مردم بسيار سخت و طاقت‌ فرسا گرديد. نهايتاً با وساطت قنسولهاي روس و انگليس و موافقت دولتهاي طرفين عده‌اي از قواي روسيه به تبريز وارد شدند و راه جلفا را براي ورود آذوقه باز كردند. در نتيجه محاصره شهر به پايان رسيد و سربازان دولتي و خوانين محلي مخالف مشروطيت از اطراف تبريز دور شدند. بدين ترتيب نقشي كه ستارخان و باقرخان در دفاع از مشروطه و تبريز داشتند به پايان رسيد.

با حضور سربازان روسي در تبريز موقعيت براي ستارخان و باقرخان سخت و خطرناك گرديد. آنها به اتفاق جمعي ديگر از سران آزاديخواه به قنسولگري عثماني پناهنده شدند. سپس تحت فشار روسها و بنابر دعوت آيت‌الله محمدكاظم خراساني به همراه جمعي از مجاهدين در روز هشتم ربيع‌الاول 1328ق به تهران مهاجرت كردند. در تهران استقبال شاياني از آنان به عمل آمد و از طرف مجلس شوراي ملي مورد تجليل قرار گرفتند و دو لوح نقره‌اي طلاكوب به ستارخان و باقرخان اهدا گرديد و براي هر كدام ماهيانه مبلغ هزار تومان مقرري از طرف مجلس تعيين شد و در پارك اتابك (محل فعلي سفارت شوروي) اسكان يافتند.

در جريان ترور آيت‌الله سيدعبدالله بهبهاني دولت مشروطه تصميم به خلع سلاح گروههاي مسلح گرفت، ستارخان با اين امر مخالفت نمود و با قواي دولتي به جنگ پرداخت در اين جنگ پاي او تير خورد و تسليم شد و 30 تن از نيروهاي وي كشته و 300 تن اسير شدند.

وي چهار سال پس از اين واقعه در تاريخ 28 ذي الحجه 1332 درگذشت و در باغ طوطي در جوار حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شد.



------------------------------------
منابع و مأخذ:

1. رئيس‌نيا، رحيم؛ ناهيد، عبدالحسين. دو مبارز جنبش مشروطه. تهران، آگاه، بي تا.
2. بامداد، مهدي. شرح حال رجال ايران. تهران، زوار، 1347، ج 2.
3. معين، محمد. فرهنگ فارسي. تهران، اميركبير، 1364، ج 5.
4. اطلاعات عمومي جاويدان (تاريخ معاصر). مترجم فريدون سبحاني. تهران، دنياي دانش، 1376.



3903-4ع
ستارخان سردار ملي

4345-4ع
سلطان ستاري، دختر ستارخان

4843-4ع
گروهي از مجاهدين مسلح مشروطه‌خواه محله ليل‌آباد تبريز



3063-4ع ۱. ستارخان، و عده‌اي از مجاهدين مسلح تبريز

4-8ع 1. ستارخان 2. باقرخان، و عده اي از مجاهدين مسلح مشروطه خواه در تبريز

4365-7ع 1. ستارخان 2. باقرخان، و جمعي از مجاهدين مشروطه خواه در تبريز



1486-124ط

4842-4ع
ضرغام (از خوانين منطقه آذربايجان) و افراد تحت فرمان وي به هنگام محاصره شهر تبريز در دوره مشروطه

4844-4ع
شكراله خان شجاع نظام و عده‌اي از خوانين آذربايجان طرفدار محمدعلي شاه



3478-1ع
باسكرويل (معلم آمريكايي مدرسه جمهوريان پروتستانت) از طرفداران و كشته‌شدگان انقلاب مشروطه در تبريز

4378-7
ستارخان و فرزند خردسال وي يدالله ستاري
"وقتي پاختيانوف، كنسول روس به ستارخان پيشنهاد كرد كه بيرقِ كنسولخانه را به سردرِ خانه اش بزند تا در امانِ دولت روس باشد و از آن گذشته نويدِ سمت قراسوراني آذربايجان را به او داد: ستار جمله اي گفت كه در تاريخ ماند: « ژنرال كنسول، من مي خواهم كه هفت دولت به زير بيرقِ دولت ايران بيايند، من زير بيرقِ بيگانه نرم»."

4634-1ع
ستارخان و باقرخان به هنگام اقامت در عمارت وزير مخصوص در تهران



3803-1ع
ورود ستارخان و باقرخان به تهران از دروازه گمرك

پالكونيك (سرهنگ) لياخوف افسر ارتش روسيه

مهدي جنگروي

پالكونيك (سرهنگ) لياخوف افسر ارتش روسيه از طرف دربار تزار به ايران اعزام گرديد و در زمان سلطنت محمدعلي شاه فرماندهي بريگاد مركزي قواي قزاق را عهده‌دار شد. لياخوف در مقابل وزير جنگ و هيچ يك از مقامات وقت ايران براي خود مسئوليتي قائل نبود و مستقيماً از پطرزبورگ كسب تكليف مي‌كرد. وي در 22 جمادي‌الاولي سال 1326ق از طرف محمدعلي شاه به سمت فرماندار نظامي تهران منصوب شد و در 23 جمادي‌الاولي به دستور شاه و توصيه «سرگي شابشال» روسي كه در خدمت محمدعلي شاه بود و «گارتويك» وزيرمختار روسيه در ايران، مجلس شوراي ملي را به توپ بست. بر اثر اين واقعه جمعي از نمايندگان مجلس را متفرق ساخت و عده‌اي را كشت و قواي قزاق وارد مجلس شدند و دست به تخريب و غارت زدند و لياخوف از طرف محمدعلي شاه مورد قدرداني قرار گرفت.

لياخوف تا روز اول رجب سال 1327ق در خدمت محمدعلي شاه بود، ولي پس از فتح تهران توسط مجاهدان، تسليم اردوي مشروطه‌خواهان شد و از طرف عليقلي خان سردار اسعد و محمدولي خان سپهسالار تنكابني فاتحان مشروطه‌خواه تهران، تحت حفاظت يوسف خان اميرمجاهد قرار گرفت تا مورد حمله مشروطه‌خواهان واقع نشود. لياخوف، سوم رجب سال 1327ق استعفاي خود را تسليم سپهسالار وزير جنگ كرد و به پطرزبورگ رفت. در سال 1917 ميلادي (1326ق) كه انقلاب روسيه پديد آمد به ژنرال «نيكين» پيوست و چون تزار سقوط كرد به «باتوم» 1 گريخت و در آنجا توسط سه تن گرجي كشته شد. 2

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. باتوم شهري در اتحاد جماهير شوروي (گرجستان).
2. معين، محمد. فرهنگ فارسي. تهران، اميركبير، 1364. ج 6.


[757-41]
پالكونيك لياخوف فرمانده مركزي قواي قزاق به اتفاق وزيرمختار روسيه در ايران و همسر وي 1- هارتويك (وزيرمختار روسيه در ايران) 2- همسر هارتويك 3- لياخوف ‍‍‍
[2439-41]
محمدعلي شاه قاجار در جمع عده اي از شاهزادگان و مقامات مملكتي 1- غلامعلي عزيزالسلطان 2- محمدعلي قوام الدوله 3-محمدولي خلعتبري 4- احمد ميرزا قاجار(وليعهد) 5- علي موثق الملك 6- لياخوف (پالكونيك) 7- محمدعلي شاه قاجار 8- حسين پاشا امير بهادر جنگ 9-حسنعلي ميرزا اعتضادالسلطنه 10-مسعود ميرزا ظل السلطان 11- بهرام ميرزا مسعود 12- مهدي كاشي 13-عبدالصمد ميرزا عزالدوله
[2438-41]
محمدعلي شاه و عده اي از درباريان و شاهزادگان هنگام اقامت در باغ شاه، چند روز قبل از بمباران مجلس 1-مصطفي حاجب الدوله 2- محمدعلي علاءالسلطنه 3-محمدعلي سردار افخمي 4- حسين پاشا اميربهادر جنگ 5-لياخوف (پالكونيك) 6-احمد ميرزا قاجار (وليعهد) 7-حسينقلي ميرزا نصرت السلطنه 8- محمدعلي شاه قاجار 9- شاهزاده مشدي(پسر كامران ميرزا ) 10- احمد مشيرالسلطنه 11- علي موثق الملك 12- ناصرالدوله ديبا 13- مهديقلي مجدالدوله 14- محمود علاءالملك 15-محمدولي آصف السلطنه

[585-48]
كارگران به هنگام تعمير عمارت مجلس شوراي ملي پس از بمباران آن توسط لياخوف در ايام مشروطه
[586-48]
عمارت مجلس شوراي ملي پس از بمباران توسط لياخوف در ايام مشروطه
[68-6ع]
پالكونيك لياخوف فرمانده بريگاد مركزي قواي قزاق به اتفاق چند تن از اتباع روسي و همسران ايشان در مهماني باغ مهرآباد معيرالممالك 1- لياخوف (پالكونيك)

[4839-4ع]
محمدحسن ميرزا (وليعهد) در ميان پالكونيك (سرهنگ) لياخوف فرمانده بريگاد مركزي قواي قزاق و جمعي از افسران قزاقخانه تهران 1- محمدحسن ميرزا (وليعهد) 2- لياخوف (پالكونيك)
[393-6ع]
محمدحسن ميرزا (وليعهد) به همراه لياخوف و جمعي از صاحب منصبان كشور و قزاقخانه، هنگام اقامت در باغ شاه تهران در ايام مشروطه 1- علي ارشدالدوله 2- لياخوف (پالكونيك) 3-محمدحسن ميرزا (وليعهد) 4- حسين پاشا اميربهادر جنگ 5- عبدالمجيد ميرزا فيروز 6- محمدولي آصف السلطنه 7- فيروز ميرزا فيروز 8- خسرو سردار ظفر
[2031-124ط]
گوشه اي از ساختمان تخريب شده مجلس شوراي ملي، پس از به توپ بستن آن در جريان انقلاب مشروطه

[4685-1ع]
سر در قديمي مجلس شوراي ملي
[4688-1ع]
تالار مذاكرات مجلس شوراي ملي
[6836-1ع]
كارگران به هنگام تعمير عمارت مجلس شوراي ملي، پس از به توپ بستن آن در ايام مشروطه

[808-124ط]
خروج نمايندگان يكي از ادوار اوليه مجلس شوراي ملي از درب قديمي آن