۱۳۸۷ خرداد ۲۴, جمعه

مصدرهاي به درد بخور زندگي يک روح

علي شريعتي
انديشيدن، خواندن، نوشتن، پرستيدن، ارادت ورزيدن، عصيان کردن، تنها بودن، رنج کشيدن، ايثار کردن، قرباني
کردن، گريختن، صبر کردن، خيالات فرمودن (اصطلاح ناصرالدين شاه)، به استقبال آمدن (برخلاف به بدرقه رفتن)، درستي مطلق بودن و دروغ هاي شيرين يا سودمند گفتن (ملامتيه)، صلح کل بودن و جنگ زرگري کردن، همه را هيچ انگاشتن و همه را محترم داشتن، مهاجرت کردن، توي تاريکي اتاق در يک نيمه شب زمستان تنها سيگار پک زدن، نشستن و رقص شعله هاي جادويي آتش بخاري را تماشا کردن، شمعي را در کنار آينه يي روشن کردن، نيمه شب هاي باران خورده در خيابان هاي خلوت شهر تنها رانندگي کردن، توي راه پله ها به جناب آقاي... يک اردنگي جانانه زدن، با آقاي دکتر... دست دادن، هر چند سال يک بار چند ماهي را به قزل قلعه رفتن. غروب خورشيد را در آن سوي سن تماشا کردن، به آواز عبدالوهاب شهيدي، اديت پياف ، بيکو، آزناوور و خواجه آدامو گوش دادن. آقاي دکتر... را که مثل دم جنبانک (صعوه) راه مي رود يکهو پخ کردن، در هر شبانه روز دو ساعت يا سه ساعت به خلوتي پناه بردن و به خود انديشيدن، دچار نصايح مشفقانه عقلاي خاطرجمع ابله نشدن. محبوب تيپ هاي سوزناک احساساتي جواد فاضلي قرار نگرفتن، از ديد و بازديد و دعوت و منقل از زير کرسي برداشتن و گذاشتن و براي منزل خريد کردن و براي اقوام سوغات تهيه کردن و شرفياب شدن و در برابر شوخي هاي خنک آقاي رئيس مجبور به لبخند شدن و نظام وظيفه خدمت کردن و خانم آقاي دکتر... را ديدن و مبتلا به ترشا شدن و با آدم خسيس دو پولي مثل دکتر....همسفر شدن و جزوه هاي درس هاي آقاي.... را نوشتن و سخنراني هاي علمي آقاي دکتر... را گوش دادن و افتتاح کردن جلسه را به وسيله دکتر... و... ديدن و با آب و نمک و صابون يک دست تنقيه کردن و با بچه مزلف هاي لوس نجس خنگ بي شعور بيسواد بيمزه بي همه چيز که يعني موج نو، يعني آنارشيست، بحث علمي کردن، گير سوال هاي پسرهاي... افتادن و ïرسîت را گرفتن و کشيدن و مبتلاي تعريف هاي خانم... شدن و بالاخره از... معاف شدن، تا ديدي که يک مرتبه اين دکتر... است که راجع به مقام حيرت در عرفان با تو صحبت مي کند و تو هم هيچ راه گريزي نداري، خود را يکهو تو حوض آب انداختن. اگر يک سال ديگر هم به آخر عمر نمانده باشد آن را در لاکرواي پاريس، کنار کليساي زيبا و آسماني دولاشاپل زندگي کردن و بار ديگر طعم آزادي را و آزادي را و آزادي را چشيدن، نم اشکي و با خود گفت وگويي داشتن، به ماسينيون عشق ورزيدن، آن فرشته تنها را در اعماق سنگين گور آبي اش تنها نگذاشتن، گاه گريستن و هيچ گاه نناليدن، بي نياز بودن، خود جزيره خويش شدن. از کنار پنجره ات جنب نخوردن، به زور و زر و زن از راه برنگشتن. در راه نماندن، با بودا و لو و ارنست گالوا و عين القضات همداني و کلود برنارد خودم و آناتول فرانس فرانسوي و رزاس سوئدي رفيق بودن، محشور بودن، هرگز تسليم روزمرگي نشدن، هرگز کارمند دولت نشدن، ناظم نبودن، هر وقت دستت رسيد يک پس -کلگي چنان به جناب آقاي دکتر... نواختن که چشم هايت راست شدن، به کتاب و قلم و تنهايي و غم و بي نيازي و پارسايي و بي باکي و غرور و فلسفه و شرف و بزرگواري و ايمان و آزادي و مردم و هنر و عرفان و خدا و دوست و تامل و سکوت و تحمل و... وفادار ماندن، از تاريخ علي، از جغرافي کوير، از آسمان ماه، از نقاشان لاکروا، از مجسمه سازان رودن، از شاعران مولوي، از عارفان عين القضات و حلاج، از شهرها پاريس، از جنگل ها بولوني، از ساختمان ها معبد، از صداها اذان، از موسيقي ها سونات مهتاب گاستون دفين، از صفحه ها رين دو رين و از گل ها هوما و از اشيا شمع و از پرندگان طوطي تاگور و از غذاها بيفتک و از نعمت ها قلم و از رنگ ها خاکستري و از بازيچه ها فندک و از مخاطب ها دفتر و از آرزوها آزادي را برگزيدن، وطني چون غربت من و پناهي چون خلوت من و بيهودگي چون زندگي من و خواهري چون بتول مزيناني من داشتن و آينده او را که چون آينده برادرش است به نيروي دعاهاي نيم شبان از باران استجابت هاي خدايي سيراب کردن. اينهاست مصدرهاي ساده و مرکب دستور زبان زندگي کردن من. والسلام

۱۳۸۷ خرداد ۱۷, جمعه

ليست كامل برنامه هاي" راديو چه بايد كرد؟"

هموطن!

براي آگاه شدن از اوضاع سياسي ميهمان از شما دعوت ميكنيم به
برنامه هاي" راديو چه بايد كرد? كه توسط آقاي" محمد حسيبي" اجرا ميشود
گوش فرا دهيد.







۱۳۸۷ خرداد ۴, شنبه

نگاهي شتابزده و تاريخي!

























































دكتر مصدق بر مزار شهداي 30 تير

























































نمايندگان دوره اول مجلس شوراي ملي




سر پرسي کاکس و افسران ايراني در شيراز



























عبدالحسين ميرزا فرمانفرما حاکم فارس، ابراهيم خان قوام الملک (وسط) و سر پرسي سايکس فرمانده قشون انگليس











۱۳۸۷ خرداد ۱, چهارشنبه

ميرزا جهانگيرخان شيرازی (صور اسرافيل)

اسامي شهداي راه آزادي در باغشاه پس كودتاي محمد عليشاه كه همه آنها

با خونشان درخت آزادي را آبياري نمودندو رضائ خان قزاق اين خونها را بالاكشيد!

1,قاضي قزويني,


2مير روح القدس,

3مير زا حسين خان,4,

شيخ ابراهيم,

5آقا محمد سيگار فروش6


آقا بالا سرباز

7 شريف سرباز

8ميرزامحمد علي خان

8مشهدي باقر تبريزي


9حشمت نظام

10شاهزاده ناصرالملك

11ميرزاعلي خان معتمد الدوله


12 مرزا محمد ملك و...























ميرزا جهانگيرخان شيرازی، مدير روزنامۀ نامدار صوراسرافيل چاپ تهران (۱۷ ربيع الثانی ۱۳۲۵- ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶/ ۹ خرداد ۱۲۸۶- ۳۰ خرداد ۱۲۸۷) است که نه تنها به سبب انتشار آن روزنامۀ آزاديخواه، بلکه به سبب شخصيت مستقل و جان باختنش در راه آزادی، از چهره های برجستۀ جنبش مشروطه خواهی به شمار می رود.

بدين گونه، روزنامۀ صوراسرافيل با شعار سه بهری «حريت، مساوات، اخوت» انتشار يافت و با قلم دهخدا و جهانگيرخان، محبوبيتی عظيم به دست آورد. شمارگان عادی آن حدود پنج هزار نسخه بود و پاره ای از شماره ها تجديد چاپ نيز می شدند؛ تا آن جا که عبدالله مستوفی شمارگانش را تا بيست و چهار هزار نسخه نيز نوشته است (شرح زندگانی من، ج۲، ص ۲۴۹).


محمدعلی شاه، پيش از کودتا و بمباران مجلس، تبعيد هشت واعظ و روزنامه نگار را خواستار شد و يکی از آنان ميرزا جهانگيرخان شيرازی بود. با اين حال، در هنگامۀ توپ بستن مجلس، گريختن از پايتخت و يا پناهگزينی در سفارت انگليس را نپسنديد (کسروی، تاريخ مشروطه، ص۶۶۶). او را دستگير ساختند و به باغشاه که محل بازداشت آزاديخواهان بود بردند. اندکی بعد، در ۲۳ جمادی الاول ۱۳۲۶ (سوم تير۱۲۸۷) پروندۀ زندگی اين جوان پرشور سی و چهار ساله، به دست دﮋخيمان استبداد بسته شد


۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

کاشانی و مصدق؛ تفاهمات و تقابلا ت علي غريب


" انگلستان هنگامی مسئله نفت را حل شده می داند
که دکتر مصدق را از کارمیاندازیم وبعد با جانشین
او مسئله نفت را حل میکنیم "
وینستون چرچیل

کاشانی و مصدق؛ تفاهمات و تقابلات

سيد ابوالقاسم کاشانی، پسر سيد مصطفی کاشانی، در سال 1260 شمسی در تهران متولد شد. وی در شانزده
سالگی به همراه پدر خويش پس از زيارت کعبه عازم نجف شد و در آنجا اقامت گزيد. بعد از گرفتن حکم
اجتهاد در 25 سالگی به خاطر مخالفتش با اشغال بين النهرين توسط انگليسی ها اسم و رسمی پيدا کرد. در
خلال جنگ جهانی به هنگام يورش سربازان انگليسی به عراق، لباس رزم بر تن کرد و 18 ماه در منطقه
کوت العماره به دفاع مشغول شد. کاشانی همچنين در مبارزه عليه استعمار فعال بود و جايزه ای برای کسی
که او را دستگير کند در نظر گرفته شد. او در سال 1299 موفق به فرار از عراق شد و از راه پشتکوه و
لرستان به ايران آمد. پس از جنگ جهانی دوم و ورود متفقين به ايران، به بهانه همکاری با آلمانها دستگير
گشت و 16 ماه در اراک ، کرمانشاه و رشت زندانی شد. کاشانی که در 24 مرداد 1324 از زندان رهايی
يافته بود، پس از آزادی بار ديگر در زمان نخست وزيری قوام السلطنه به قزوين تبعيد شد و 18 ماه در آنجا
بسر برد. او از موافقان جمهوری خواهی رضاخان به شمار می رفت و بر طبق گفته آيت الله رضا زنجانی
عليه مدرس و بر له پهلوی ميتينگی نيز برگزار کرده بود. 1 گويی تقدير آن بود که آيت الله بعدها سلطنتی را
دوام بخشد که خود پيشتر پايه اش را قوام بخشيده بود.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۸, شنبه

جنگ با ايران، احتمالاً نزديک تر از آنی است که شما فکر می کنيد!

نگاهی به مقاله ی جديد فيليپ جيرالدی
محمد علی اصفهانی
فيليپ جيرالدی در تازه ترين مقاله اش، به تاريخ نهم ماه مه، با استناد به منابع اطلاعاتی خود، نوشته است که با وجود مخالفت محدود ونسبی رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، طرح حمله به ايران، در شورای امنيت ملی آمريکا به تصويب رسيده است.فيليپ جيرالدی، قبلاً يکی از مأموران عاليرتبه ی سی آی ای بود که در حال حاضر با بعضی از محافل ضد جنگ، به خصوص با سايت معروف «آنتی وار» کار می کند. او در اين سايت، ستون ثابتی با نام Smoke and Mirrors دارد.در ۲۱ ژانويه ی امسال نيز، جيرالدی در مقاله يی، از فعال شدن دوباره ی ديک چينی (بعد از مدتی کنار گذاشته شدن عملی از مراکز تصميم گيری) و تلاش مستمر او برای افروختن جنگ آمريکا عليه ايران خبر داده بود. ترجمه ی آن مقاله به همين قلم، همراه با توضيحات و تفصيلاتی، در همان زمان با عنوان «ديک چينی دوباره برای حمله به ايران، خيز برداشته است» منتشر شد. (۱)هرچند که از يک نگاه، در شرايط کنونی، کار حمله به ايران، برای دستگاه بوش، کاری آسان نيست، اما از يک نگاه ديگر، چنين حمله يی می تواند بنابر محاسبات اسراييل و کاخ سفيد، نقشی تعيين کننده در پيروزی مک کين و شکست کانديدای حزب دموکرات، و يا دستکم حذف باراک اوباما به نفع هيلاری کلينتون، در انتخابات چند ماه ديگر رياست جمهوری آمريکا داشته باشد.اين مورد را خانم پرفسور مارجری کن، استاد حقوق و رييس «انجمن حقوقدانان ملی» در آمريکا، و نويسنده ی کتاب معروف «کابوی جمهوری: شش شيوه ی باند گانگستری بوش برای مبارزه با قانون»، در مقاله ی ۲۴ مارس خود که با عنوان «زنهار! مواظب حمله به ايران باشيد!» ترجمه و منتشرش کرده بودم مورد تأکيد قرار داده است. (۲)اگر اين همه را دستکم با چهار عامل ديگر زير در هم بياميزيم، دوباره به خود يادآوری خواهيم کرد که لحظه يی سکون و رخوت و خواب آلودگی ما می تواند احتمالاً به قيمت بود و نبود کشوری به نام ايران تمام شود:٭ دوباره از سوراخ بيرون آمدن جان بولتون (۳) و عربده کشی جديدش در ضرورت بمباران آنچه او از آن به عنوان مراکز آموزش تروريسم نام می برد در دل خاک ايران.٭ تصريحات مکرر اسراييل در مورد «اجازه ی دستيابی به بمب اتمی به ايران ندادن»، و انجام عمليات «پيش گيرانه» در صورت ضرورت (۴) و با تهديد به محو و نابود کردن کشور ايران و تمام هفتاد ميليون مردم آن از صفحه ی روزگار، آن طور که وزير «زيرساخت های ملی» اسراييل، اخيراً مژده اش را داد، و در فاصله يی کم تر از دو هفته، هيلاری کلينتون نيز به نشخوار سخنان او پرداخت. (۵) ٭ تمرين های نظامی و سياسی بی سابقه ی اسراييل در ماه گذشته، که بنا به تفسير پروفسور ميشل شاسودووسکی و همکاران او، ماهيت دفاعی ندارد. (۶) يعنی به بيان روشن تر: اطلاع اسراييل از حمله يی احتمالاً قريب الوقوع به ايران، و آمادگی در برابر پاسخگويی های احتمالی ايران.٭ فعال شدن ناگهانی اسراييل و آمريکا توسط کارگزاران لبنانی خود در تضعيف حزب الله لبنان و خنثی کردن توان نظامی آن که طبعاً در صورت حمله ی اسراييل و آمريکا به ايران، به شدت اسراييل را تهديد خواهد کرد.پرداختن به اين موضوع، در اين يادداشت مختصر، ميسر نيست. ولی به طور خلاصه، بنا به گزارش های منابع مختلف، جريان از اين قرار بود که اسراييل طرحی در دست اجرا داشت با اين هدف که طی يک عمليات سريع و غافلگير کننده، سيد حسن نصرالله را به قتل برساند. اين طرح اسراييل، توسط نيرو های اطلاعاتی حزب الله لبنان، با بهره گيری از شبکه ی وسيع مخابراتی اين حزب، اندکی پيش از به اجرا درآمدن خنثی شد.و از همين رو، اسراييل و آمريکا، برنامه ی انحلال شبکه ی مخابراتی حزب الله را در اولويت قرار دادند. و نيز تصفيه ی مراکز حساس مراقبت های امنيتی را از افراد و نيرو های نزديک به مجموعه ی اپوزيسيون دولت لبنان که به حزب الله، منحصر نمی شود ولی با اين جريان در موارد معينی همراهی می کند. از ملی گرايان و کمونيست ها گرفته تا بخش بزرگی از مسيحيان و لبنانيان معمولی شيعه و سنی.اما مسير وقايع ـ دستکم تا اين لحظه ـ آمريکا و اسراييل را به نتيجه يی درست بر عکس آنچه اميد داشتند رسانيده است. مثل مورد تجاوز سی و سه روزه ی اسراييل به لبنان (در سال ۲۰۰۶) به حساب آمريکا و کمک به «زايمان خاورميانه ی جديد» به تصريح کاندوليزا رايس در تأييد و تبيين همان تجاوز.در همان زمان جنگ سی و سه روزه، تری ميسان، نويسنده و روزنامه نگار برجسته ی فرانسوی، فاش کرد که جرج بوش به صورت صريح و بی پرده به ژاک شيراک، رييس جمهوری وقت فرانسه، اخطار کرده است که خود را از ورود به آن ماجرا کنار بکشد؛ چرا که «اين، يک عمليات اسراييلی مورد حمايت آمريکا نيست؛ بلکه يک عمليات آمريکايی است که به وسيله ی اسراييل انجام می پذيرد» (۷)به هر حال، چه ما بخواهيم، و چه ما نخواهيم، در شرايط خاص کنونی، سرنوشت ايران، با سرنوشت لبنان و فلسطين و تمام خاورميانه، بيشتر از هميشه پيوند خورده است.عمده ترين عامل مضاعف در مضاعف کردن خطر تجاوز آمريکا و اسراييل به ايران، حکومتی است که در محاسبات ابلهانه اش، امکان بقای خود و ادامه ی قتل و غارت و دزدی و شکنجه و خفقان و دست و پا بريدن و اعدام و سنگسار را در دامن زدن به بحران های دروغين می جويد. بحران های درغين، برای پوشانيدن بحران های راستين.و بنا بر اين، راه مردم ايران و اپوزيسيون سالم و استقلال گرا و متکی بر توده ها ـ نه آويخته به دامان دشمنان سوگند خورده ی ايران که به وضوح کامل و بدون کوچک ترين ابهامی، نابود کردن ايران با تمامی مردم و تاريخ آن را برای حفظ امنيت اسراييل وعده می دهند ـ مشخص است.و يک نکته ی ديگر:اگرچه در اين مقاله ی اخير فيليپ جيرالدی، سخن از حمله ی محدود به يک مرکز نظامی در ايران است، اما همانطور که تحليل گران سياسی متعدد، از جمله خود او نيز قبلاً بر آن تأکيد کرده اند، اين حمله ی محدود ـ در صورت وقوع ـ به حمله ی نامحدود و تمام عيار به سراسر ايران و مراکز اتمی و غير اتمی آن خواهد انجاميد.به بهانه ی پاسخ واقعی و انجام پذيرفته، يا موهوم و انجام نپذيرفته ی ايران به اين حمله.همان چيزی که به نظر می رسد، اين «حمله ی محدود»، دقيقاً به خاطر آن برنامه ريزی شده باشد...۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷۱۲ مه ۲۰۰۸
امروز (نهم ماه مه) در واشنگتن زمزمه ها و شايعاتی بالا گرفته بود مبنی بر اين که «شورای امنيت ملی آمريکا» با به اجرا در آوردن نقشه ی يک حمله ی هوايی به مقر نيرو های «القدس» سپاه پاسداران که احتمالاً نيرو های عراقی مخالف آمريکا در آن آموزش داده می شوند موافقت اصولی کرده است.مرکزی که ممکن است مورد حمله قرار بگيرد يکی از اردوگاه های نزديک به تهران است.وزير دفاع آمريکا، رابرت گيتس، تنها مسئولی است که خواهان تأمل بيشتر و به تعويق انداختن چنين حمله يی است.اين تصميم حمله به ايران ، نتيجه ی مستقيم نگرانی آمريکا از وقايع اخير لبنان است. چرا که به نظر می رسد که حزب الله، متحد حکومت ايران، توانسته است در اين وقايع، نسبت به نيرو های دولت لبنان [ متحد و فروتر از متحد حکومت آمريکا ـ م ] دست بالا داشته باشد؛ و احتمالاً در موقعيتی است که خواهد توانست بر اوضاع پرآشوب کنونی لبنان مسلط شود.کاخ سفيد، ديروز (هشتم ماه مه) با واسطه ی رهبران کرد عراقی که هنوز روابط تنگاتنگی با حکومت ايران دارند، با حکومت ايران مذاکره کرده است.آمريکا در اين مذاکره، از حکومت ايران خواسته است تا اعتراف کند که در امور عراق دخالت می کند، و متعهد شود که به کمک رسانی به نيرو های مخالف آمريکا در عراق پايان دهد.به حکومت ايران، همچنين در مورد دخالت در لبنان اخطار شده است.گفته می شود که حکومت ايران، بلافاصله به آمريکا پاسخ داده است که همچنان بر مواضع گذشته ی خود پافشاری می کند، و بحث در اين گونه امور تا زمانی که آمريکا بر مداخلاتش در ايران با به کارگيری گروه های مخالف حکومت ايران خاتمه ندهد بی مورد است. وضعيت فعلی لبنان، کاخ سفيد را اين طور متقاعد کرده است که بايد به حکومت ايران، علائم خطری بفرستد که بی سابقه باشند. احتمالاً به صورت موشک های کروز.می توان چنين فرض کرد که حمله ی آمريکا، «دقيق» و در حد امکان، محدود خواهد بود، و فقط «نيروی قدس» را هدف خواهد گرفت تا از صدمه رسيدن به مردم عادی اجتناب شود.هنوز کار تصميم گيری در مورد به اجرا گذاشتن اين طرح به مرحله ی پايانی نرسيده است. اين، با رييس جمهوری آمريکا ست که بعد از اتمام مراحل آماده سازی، فرمان اجرای طرح را صادر کند.
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
عنوان و لينک مقاله:
War With Iran Might Be Closer Than You Think
www.amconmag.com/blog/2008/05/09/war-with-iran-might-be-closer-than-you-think
۱ ـ ديک چينی، دوباره برای حمله به ايران، خيز برداشته است:
http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar06/cheney-iran210108.html
۲ ـ زنهار! مواظب حمله به ايران باشيد:
http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar06/us-attack-m-cohn.html
۳ ـ برای شناخت بهتر شخصيت و سوابق جان بولتون، و خوابی که در زمان تصدی پست نمايندگی آمريکا در سازمان ملل متحد برای ايران ديده بود و هنوز در پی تعبير آن است:
http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar15/bolton.html
۴ـ اسراييل، احتمالاً ۱۶ تا ۲۶ ميليون ايرانی را خواهد کشت:
http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar06/is-16-28m.html
۵ ـ کلينتون: صهيونيست های آمريکا! به من رأی بدهيد تا ايران را از تاريخ و جغرا فيا حذف کنم
http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar07/clinton-iran.html
۶ ـ بی سابقه ترين تمرين های اسراييل برای تجاوز احتمالی به ايران:
http://www.ghoghnoos.org/khabar/khabar06/iran-is050408.html
۷ ـ نئوکنسرواتور ها و سياست «هرج و مرج سازنده»: