۱۳۸۹ آبان ۴, سه‌شنبه

فرشی شگفت انگیز از گل ؛ نه با تار و پود !



فرشی شگفت انگیز از گل ؛ نه با تار و پود !


اگر عاشق گل و گیاه هستید مسلما عاشق این فرش گل هم می شوید که همه ساله در بروکسل پهن میشود. تاریخچه ابتکار این فرش زیبا که در محیطی بزرگ در مقابل ساختمان شهرداری و در میدان اصلی بروکسل جایگاه سنت دوسالانه اش شده، به سال 1971 بر می گردد که در حال حاضر به یکی از جاذبه های توریستی بروکسل، پایتخت بلژیک تبدیل شده است.

امسال نیز در اکتبر 2010 این فرش گسترده شد که صدها باغبان باتجربه و علاقه مند 700.000 گل زیبا برنگ های صورتی، قرمز، زرد و ... را در گلفرش بروکسل استفاده کردند. گفتنی است هزینه این مجموعه ی پوشیده از گل 3 میلیون یورو برآورد شده است.


لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه  اینترنتی  پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی  پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی  پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

ببر مازندران چگونه از بین رفت

ببر مازندران چگونه از بین رفت


ببر مازندران - تاریخچه و تصاویر منحصر به فرد!


سبزپرس – گروه محیط طبیعی؛ حمیدرضا میرزاده: سال 1332 یادآور خاطرات تلخی برای جامعه ایران است. درست همان زمانی که دولت مصدق با یک کودتا، سقوط کرد و باعث شد تا جامعه سیاسی و آزادی خواهی ایران به غمی عمیق فرو رود، جامعه علاقه مندان به طبیعت ایران نیز، با ناباوری دریافتند که کار از کار گذشت...

در همان سال «سروان احمد هنرور» عزم شکار در مینودشت و کلاله را کرد و راهی روستای «آق قمیش» شد. محلی هایی که همراه او بودند ناگهان چشمشان به حیوان عظیم و الجثه و راه راهی افتاد که در بیشه های اطراف جنگل راه می رفت. سروان را مطلع کردند و او هم بلادرنگ تفنگ برنو را نشانه رفت و حیوان را از پای در آورد. به رسم قدیمی، هنرور و همراهانش در کنار لاشه شکار، عکس یادگاری گرفتند اما این عکس برای همیشه در تاریخ جاودانه شد. هنرور نمی دانست که بعد از او دیگر هیچکس نمی تواند از ببر ایران عکس بگیرد.

سروان احمد هنرور و ببری که توسط او شکار شد - 1332

نمی توان هنرور را به خاطر کشتن آخرین ببر مازندران ملامت کرد. چون حتی اگر او هم آن ببر را شکار نمی کرد، ببر مازندران منقرض می شد. چون بزرگترین گربه سان ایران از سالها قبل از آن در سرازیری انقراض افتاده بود و دیگر تعداد ببرها آنقدر کم شده بود که دیر یا زود منقرض می شدند. حتی ممکن است در همان زمان به غیر از ببر شکار شده، ببرهای دیگری در ایران می زیسته اند. اما پس از آن ببر، دیگر گزارشی از مشاهده این حیوان وجود ندارد.
تنها یک گزارش مربوط به سال 1337 وجود دارد که فردی ترکمن در جنگل گلستان ببری را مشاهده کرده است که البته او هم پس از مشاهده حیوان، به پاسگاه ژاندارمری «شارلق» مراجعه کرده است و با گرفتن اسلحه برنو، حیوان را از پای در می آورد.
پس از آن دیگر هیچ اثری از ببر مازندران چه در طبیعت ایران و چه در باغ وحش کشورهای دیگر مشاهده نشد. حتی پس از تاسیس سازمان حفاظت محیط زیست، تلاش هایی برای یافتن ببر مازندران انجام شد اما هیچ یک از این تلاش ها نتیجه نداد و ناچار پس از گذشت چند دهه از آخرین گزارش مشاهده ببر مازندران، این گربه سان منحصر به فرد، «منقرض شده» اعلام شد.
هم اکنون پوست این دو ببر شکار شده موجود است. یکی از این پوست ها در موزه حیات وحش دارآباد و دیگری در موزه تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست در پارک پردیسان نگهداری می شود.

پوست ببر مازندران در موزه تنوع زیستی پارک پردیسان

شکار، عامل اصلی انقراض جمعیت ببرهای ایران در یک قرن پیش آنقدر زیاد بود که تعادل زیستی منطقه را کنترل کند. طعمه اصلی آنها در جنگل های شمال، مرال و گراز بود و ببرها با شکار این حیوانات جمعیت آنها را کنترل می کردند. اما به دلیل آنکه هر دو طعمه اصلی این گوشتخوار بنا به دلایلی چون شکار به میزان قابل توجهی کم شد، رفته رفته از تعداد ببرها نیز کاسته شد تا جایی که در کمتر از نیم قرن منقرض شدند.
گوزن ها به دلیل گوشت و شاخشان شکار می شدند و گرازها علاوه بر استفاده از گوشتشان، به خاطر آسیب هایی که به مزارع وارد می کردند از بین می رفتند.

از آخرین ببرهای ایران که در اسارت می زیست و عمر کوتاهی داشت

ظل السلطان، متهم اصلی اما شکار بی رویه ببرها نیز تا حد زیادی باعث نابودی نسل این گربه سان در ایران شدند. مسعود میرزا ملقب به «ظل السلطان» پسر ارشد ناصرالدین شاه قاجار را یکی از مسئولان انقراض ببر مازندران می دانند. او سه سال از برادر خود «مظفرالدین میرزا» بزرگتر بود اما هیچ وقت به عنوان ولیعهد انتخاب نشد.
عقده رسیدن به تاج و تخت پادشاهی تا پایان عمر با مسعود میرزا همراه بود و او از طریق شکار حیوانات، عقده گشایی می کرد.

مسعود میرزا ملقب به ظل السلطان

ظل السلطان به تنهایی مسئول شکار 37 قلاده ببر است. او در سفری به بابل 2 قلاده و در سفری دیگر به شبه جزیره میانکاله (جنوب شرقی دریای خزر و در استان گلستان فعلی) 35 ببر دیگر را شکار کرد. شرح این شکارها تماماً در «تاریخ مسعودی» آمده است. در این کتاب درباره شکار ببرهای میانکاله یک نکته حائز اهمیت است. او به هر ببری که دید تیر اندازی کرد و تعدادی از ببرهای زخمی از مهلکه گریختند که به احتمال قوی تعدادی از حیوانات زخمی نیز در گوشه ای از جنگل جان داده اند. کشته شدن این تعداد ببر در آن زمان ممکن بود که موجبات شادی برخی از مردمان محلی را فراهم کند اما ضربه ای سخت به اکوسیستم منطقه به حساب می آید.
اسکندر فیروز، بنیانگذار اولین تشکیلات حفاظت محیط زیست در ایران، در کتاب «حیات وحش ایران» می نویسد: «شاید کل جمعیت ببر در آن زمان بیش از چیزی حدود چهار یا پنج برابر این رقم نبوده و لذا همین یک شکار عظیم ضربه سهمناکی در کاهش تعداد ببر بوده است.» به بیان دیگر ظل السلطان حداقل 20 درصد کل ببرهای ایران را کشته است و به این ترتیب جمعیت این گونه را به اندازه چشمگیری کاهش داده است.

شکار ببر مازندران در دوران قاجار

دوران شکارگری ظل السلطان آنقدر طولانی و با شکارهای پرتعداد سپری شد که امروزه جانور شناسان و فعالان حفظ حیات وحش از آن، به عنوان سیاهترین دوران برای حیات وحش کشور یاد می کنند. شرح کلیه این شکارها در تاریخ مسعودی به قلم شخص ظل السلطان آمده است.
اما از سوی دیگر، مطالب تاریخ مسعودی و همچنین عکس های به جا مانده از شکارهای آن زمان، تنها اطلاعات مستندی هستند که امروزه از تاریخچه زیستگاه های مختلف در دست هستند.

ببر ایران، حریف گلادیاتورها
ببر مازندران جثه ای بزرگ داشت و از این لحاظ دومین ببر جهان پس از ببر سیبری به حساب می آمد. در سالیان دور که نبرد گلادیاتورها یکی از تفریحات شاهان روم باستان بود، از «ببر هیرکانی» در این نبردها استفاده می شد. منظور از هیرکانی منطقه جنوب دریای خزر و استان های گیلان و مازندران و گلستان فعلی است.

ببر مازندران

گفته می شود که تا قرن هفدهم تنها ببرهای شناخته شده در اروپا، ببرهای هیرکانی بوده اند تا جایی که شکسپیر در مکبث از ببر هیرکانی سخن می گوید. شکل ظاهری این حیوان و دلیری و شجاعت و نیرومندی آن باعث شده بود تا اروپاییان علاقه زیادی به این گربه نشان دهند و به دلیل آنکه ببر گربه مختص به قاره آسیا است، از دوران باستان رومیان و حتی مصریان برای به اسارت درآوردن ببرها راهی شمال ایران می شدند. آن زمان ببرهای هیرکانی از قفقاز، سواحل خزر و خراسان تا شمال افغانستان، بخش های جنگلی رود جیحون و سواحل دریاچه های آرال و بالخاش در آسیای مرکزی پراکنده بودند که رفته رفته از تعداد آنها کم شد و تا صد سال گذشته فقط تعداد نسبتا کمی از آنها در شرق مازندران باقی ماندند.

ببر مازندران در اسارت

حذف ببر و برهم خوردن تعادل زیستگاه ها با از بین رفتن ببرهای مازندران تعداد گرازها هم افزایش یافت. برای مرال ها این اتفاق نیفتاد چون آنها موجوداتی با عمر نسبتا طولانی هستند که در هر بار جفت گیری به ندرت دوقلو زایی دارند. به همین دلیل جمعیت آنها به آهستگی افزایش می یابد. مضاف بر اینکه هنوز شکار مرال رواج دارد و علاوه بر شکار، دشمنان طبیعی دیگری نظیر گرگ و پلنگ نیز از مرال ها تغذیه می کنند. اما در گرازها اینطور نیست. آنها حیواناتی هستند که به سرعت بر تعدادشان افزوده می شود. در هر بار زایمان هر گراز ماده بین 4 تا 8 و گاهی 12 بچه به دنیا می آورد که به دلیل وجود غذای فراوان و نبود شکارچی طبیعی، اکثر این بچه ها باقی می مانند و در یک سالگی به سن بلوغ می رسند. به خاطر همین تعداد آنها امروزه آنقدر زیاد شده که تبدیل به آفتی برای مزارع شده اند. آنها زمین های کشاورزی را برای جستجوی ریشه گیاهان با پا و دندانهایشان زیر و رو می کنند و هر ساله میلیون ها تومان به زمین های کشاورزی شمال آسیب وارد می کنند.

ببر مازندران

پژوهش های جدید و امیدهای تازه
در سال 1378 برخی گزارش ها حاکی از وجود چند قلاده ببر مازندران در باغ وحش های چند کشور خارجی بود. کارشناسان و فعالان حیات وحش کشور که امیدوار بودند این بار موفق به یافتن ببر زنده شوند «ستاد جستجوی جهانی برای یافتن ببر مازندران» را در تهران تشکیل دادند. آنها از سفارتخانه های ایران در کشور های مختلف، باغ وحش های معتبر سراسر جهان، جانورشناسان بین المللی و ایرانیان مقیم خارج از کشور خواستند تا اگر اطلاعی از وجود ببر مازندران (چه به صورت زنده و چه به صورت قطعه ای از بدن مانند پوست) در جهان دارند اعلام کنند. تلاش ها نتیجه نداد و هیچ چیز یافت نشد.
اما دو سال قبل محققان به نتیجه جالب و با ارزشی دست یافتند. آن ها فهمیدند ببرهای سیبری و ببرهای مازندران از لحاظ ژنتیکی چندان تفاوتی با هم ندارند و اختلافات ظاهری و جزئی آنها تنها به دلیل تغییر زیستگاه است. به بیان دیگر ببر سیبری (از نظر ژنتیک) همان ببر مازندران است که در زیستگاهی دیگر زندگی می کنند. در واقع جمعیت بالای این جانور در هزاره گذشته باعث شده بود تا این حیوانات (که علاقه زیادی به آب و هوای سرد هم دارند) به سمت شمال پیشروی کنند و به دلیل قرار گرفتن در زیستگاهی با شرایط متفاوت رفته رفته تغییرهایی ظاهری به نسبت شکل اولیه داشته باشند.
این کشف از نظر علم زیست شناسی بسیار مهم است. چرا که امیدهایی تازه را برای بازگرداندن این گربه سان باشکوه به طبیعت کشور تازه می کند. از این رو در سال گذشته دولت های ایران و روسیه یادداشت تفاهمی مبنی بر تبادل دو قلاده پلنگ ایرانی با دو قلاده ببر سیبری را به امضا رساندند.
با این وجود به عقیده بسیاری از کارشناسان داخلی و بین المللی، بازگرداندن ببر به طبیعت ایران تقریبا غیر ممکن است. چرا که از طرفی نمی توان انتظار داشت که با در اختیار داشتن دو قلاده ببر، جمعیت زیادی از این جانور به دست آید و از سوی دیگر به نظر می رسد که زیستگاهی مناسب برای زندگی ببرها در ایران باقی نمانده باشد.
گفته می شود که ببر، برای زادآوری نیاز به برکه ها و نیزارهای اطراف آن دارد و به طور کلی این گربه آسیایی در کنار آبگیرها تولید مثل می کند. اما آنچه از گزارش های متخصصان محیط زیست بر می آید، آن است که چنین زیستگاهی به ندرت در شمال ایران وجود دارد.
همچنین اختلاف دمای زیاد بین سیبری و جلگه های شمالی ایران، یکی دیگر از مسایلی است که احیای این گوشتخوار را را مشکل روبرو خواهد کرد.


۱۳۸۹ مهر ۲۳, جمعه

درحاشیه روزجهانی کودک

درحاشیه روزجهانی کودک

کدام رسانه میباید مدافع حقوق کودکان،زنان،زحمتکشان وکارگران باشد؟

چند روزپیش بیانیه"جمعیت دفاع ازکودکان کاروخیابان"بمناسبت بزرگداشت روزجهانی کودک را برای بیش از100 رسانه فرستادم.فقط تعداد بسیارکمی ازآنها،بیانیه را منعکس کردند.

عدم استقبال رسانه های وابسته به اصلاح طلبانِ حکومتی،باندِ(موسوی- کروبی- خاتمی)

ازبیانیه فوق مرا متأسف ومتعجب نکرد،چراکه آنها برای پایمال کردن حقوق کودکان،

زنان،زحمتکشان وکارگران،سالهاست که شمشیررا از رو بسته اند.

اما سکوتِ مسئولان رسانه های"چپ" را چگونه توجیه کنیم.؟

تصمیم داشتم به کمک"رفقای" ایرانی ام،به پیشواز8 اُکتبر روزجهانی کودک برویم.

اما عجبا که بسیاری ازآنان همچون اصلاح طلبان حکومتی،اساسأ اعتقادی به روز

جهانی کودک و"جنبش لغوکارکودک" ندارند.

ولی خبرخوشحال کننده اینکه،رفقای افغانستانی من با احساس مسئولیت،بیانیه مذکور

را همراه با نقد کوتاهی درسایت "افغانستان آزاد"،درج کردند.که لینک آن درذیل قابل

دیدن است.

ناگفته نماند که بیانیه روزجهانی کودک درسایت های"گزارشگران"،"ایران تریبون"،

"دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران"،"کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد-

تشکل های کارگری"و"اتحادیه آزاد کارگران ایران" درج شده است.

.با سپاس ازآنان بخاطراعتقادشان به آزادی بیان و"جنبش لغوکارکودک"

واینکه بهرحال براین باورند که هرگونه تحولی درزندگی کودکانِ کاروخیابان،بازشدنِ

دریچه ایست بسوی آزادی وعدالت.

ختم کلام؛

آیا وقت آن نرسیده است؛که شماخانمها وآقایانِ"روشنفکر"درخارج ازکشورکه ازرفاه

و امنیتِ نسبی نیز برخوردارهستید،نسبت به آزادیخواهانی که جان برکف درداخل

کشور برای آزادی وعدالت مبارزه می کنند، قدری احساس مسئولیت کنید.؟

روی سخن ام باکسانی ست؛که ادعایشان دررابطه با دفاع ازحقوق کودکان،زنان،

زحمتکشان وکارگران،گوش فَلَک را کر کرده است.

بقول رفیقی:

درد من حصارِ برکه نیست؛

درد من زیستن با ماهیانی ست؛

که فکردریا به ذهنشان نرسیده است.

جهانگیر محبی

12اکتبر2010

مطالبات حقوق کودکی جدای ازمطالبات کل جامعه نیست

مشکلات ومسائلِ اقشار وطبقات جامعه ونیزخواسته ها و

مطالبات شان،بی ارتباط با"جنبش لغوکارکودک"نیست

کودکان کار؛جهان امروز و"جنبش لغوکارکودک"....!؟
بیانیه به مناسبت 8 اُکتبر روزجهانی کودک
اهمیت"جنبش لغوکارکودک"دیرینه ی آن است؛که تاریخأ
مطالبه لغوکارکودکان تقریبأ همزمان باجنبش رادیکال
کارگری است.ونخستین باردربیانیه رسمی کارگرانِ رادیکال
وپیشرو،لغوکارکودک طرح ودرادامه دردستورکارمطالبات و
خواسته های کارگران وزنان درسرتاسرجهان قرارگرفت
آنچه که مبرمیت جایگاه"جنبش لغوکارکودک"را مسجل
میدارد؛ارتباطی است که باشرایط وسرنوشت دیگرجنبشهای
اجتماعی داشته واین خود ضرورت هماهنگی وهم پوشانی
کاروفعالیت دراین عرصه را موجه می سازد
بیانیه به مناسبت 8 اُکتبر روز جهانی کودک